چرا تنگه هرمز مهم است؟ و چرا دست ایران است؟

تنگه هرمز یک آبراه استراتژیک و بیجایگزین در جهان است و یکی از شریانهای حیاتی اقتصاد بین الملل است. اهمیت اصلی این تنگه در این است که روزانه حدود یکپنجم نفت دنیا از آن عبور میکند، اما فراتر از نفت، انتقال محمولههای کلیدی دیگری مانند گاز مایع (LNG)، هلیوم و کودهای شیمیایی نیز به این گلوگاه وابسته است که هرگونه اختلال در مسیر آنها میتواند به سرعت قیمت جهانی انرژی و مواد غذایی را به شدت افزایش دهد.
از نظر ژئوپلیتیکی تسلط بر این تنگه باریک، یعنی در اختیار داشتن یک اهرم فشار بینظیر بر اقتصاد و امنیت جهانی! ابزاری که به ایران اجازه میدهد حتی بدون برخورداری از ناوگانهای نظامی عظیم، بر تصمیمات قدرتهای بزرگ جهانی و موازنه قدرت تأثیر بگذارد.
روزانه بیش از ۲۰ میلیون بشکه نفت خام و فرآوردههای نفتی از این مسیر عبور میکند که معادل حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد از کل مصرف روزانه نفت در جهان است. اقتصادهای بزرگ دنیا برای تامین انرژی خود به شدت به نفتی وابستهاند که از کشورهای حاشیه خلیج فارس (مانند عربستان، عراق، کویت، امارات و ایران) و از طریق این تنگه صادر میشود.
با توضیحات بالا مسلما متوجه اهمیت این تنگه شدهاید و اینکه این تنگه تقریبا غیر قابل جایگزین است!
ویژگی جغرافیایی تنگه هرمز
تنگه هرمز در باریکترین نقطه خود تنها حدود ۳۹ کیلومتر عرض دارد، اما عرض مسیر ایمن کشتیرانی برای نفتکشهای بزرگ در هر مسیرِ رفت و برگشت، تنها حدود ۳ کیلومتر است. این باریک بودن، کنترل نظامی و مانیتورینگ آن را بسیار راحت کرده است. تسلط ایران بر کرانههای شمالی و عمان/امارات بر کرانههای جنوبی، این منطقه را به یک اهرم فشار قدرتمند در معادلات و مذاکرات ژئوپلیتیک بینالمللی تبدیل کرده است. به زبان ساده، تنگه هرمز شیر فلکه انرژی جهان است و هر اتفاقی در آنجا رخ دهد، موج آن تمام اقتصادهای دنیا را تحت تاثیر قرار میدهد.
چرا تنگه هرمز دست ایران است؟
اینکه فکر کنیم تنگه هرمز دست ایران است؛ از منظر حقوقی و جغرافیایی درست نیست، اما ایران به دلایل زیر تسلط استراتژیک و نظامی فوق العادهای بر آن دارد:
جغرافیای بینظیر و خط ساحلی طولانی
ایران تمام کرانه شمالی خلیج فارس، تنگه هرمز و بخش بزرگی از دریای عمان را در اختیار دارد. این خط ساحلی طولانی و کوهستانی به ایران عمق استراتژیک و تسلط بالادستی میدهد. اما همسایگان جنوبی در محدوده خودِ تنگه، خطوط ساحلی کمتری دارند.
جزایر و پایگاههای نظامی ایران
در دهانه و اطراف تنگه هرمز ایران جزایر بسیار مهمی را دارد که مانند پایگاههای نظامی پیشرفته است با این تفاوت که غرق نمیشوند! ایران با استقرار رادارها، سیستمهای موشکی و قایقهای تندرو در این جزایر، عملاً کنترل چشمی و عملیاتی کاملی بر هر شناوری که وارد یا خارج میشود، دارد. جزایر ایران در این منتطقه قشم، هرمز، لارک، هنگام، ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک هستند.
مسیرهای امن کشتیرانی در هرمز
بر اساس قوانین دریانوردی، مسیرهای امن کشتیرانی روی دریا برای عبور نفتکشهای غولپیکر به دلیل عمق مناسب آب، برای اینکه به صخرهها برخورد نکنند به گونهای طراحی شدهاند که کشتیها در مسیر رفت و برگشت خود مجبورند از داخل یا کنار آبهای سرزمینی ایران و عمان عبور کنند. همین موضوع به نیروی دریایی ایران این امکان را میدهد تا بر ترافیک دریایی منطقه نظارت مستقیم داشته باشد.
قدرت نظامی نا برابر
شاید ایران از نظر نیرو دریایی مثل نیروی دریایی آمریکا قدرتمند نباشد اما استراتژی نظامی خود را بر اساس نبرد نامتقارن بنا کرده است و به جای ساختن ناوهای جنگی بزرگ و کلاسیک که به راحتی مورد حمله قرار میگیرند از شبکهای متراکم استفاده میکند که شامل موارد زیر است:
-
هزاران قایق تندرو موشکانداز
-
سیستمهای پیچیده مینگذاری دریایی
-
زیردریاییهای کوچک (میدجت) با قابلیت اختفا در آبهای کمعمق خلیج فارس
-
زرادخانهای انبوه از موشکهای کروز ضدکشتی مخفی شده در تونلهای ساحلی و پهپادها
این ساختار نظامی، مقابله با ایران در این آبراه را برای هر قدرت خارجی (حتی آمریکا) به شدت پرهزینه، پرتلفات و سخت کرده است.
مسیر تعیین شده و مرزبندی شده ایران
در حال حاضر ایران مسیرها و مناطقی که در کنترل ایران است را منتشر کرده است که در تصویر زیر آن را مشاهده میکنید:

چرا آمریکا باید تنگه هرمز را باز کند؟
منظور از باز کردن تنگه هرمز به معنای اینکه کنترل آن را در دست بگیرد نیست، در واقع اگر آمریکا نتواند قدرت خود در این مقطع ثابت کند ممکن است امپراتوریاش یا همان ابرقدرت بودنش در خطر بیوفتد!
وقتی یک قدرت نوظهور شروع به قد کشیدن میکند و جایگاه یک قدرت مسلط (هژمون) رو به چالش میکشد، ترس و تنش ایجاد میشود و در بیشتر مواقع کار به جنگ فیزیکی یا جنگ سرد کشیده میشود. کنترل گلوگاههای آبی، نماد قدرت هژمونیک در دنیاست. ما میبینیم که چطور در طول تاریخ، قدرت از پرتغال به بریتانیا منتقل شد. سپس بریتانیا با از دست دادن کنترل کانال سوئز، عملاً پایان امپراتوری خودش را رقم زد و جای خودش رو به قدرت جدید، یعنی آمریکا داد.
حالا ایران به عنوان یک بازیگر متفاوت که منافعش با نظم موجود جهانی همراستا نیست ، در حال به چالش کشیدن هژمونی آمریکاست. اگر آمریکا نتونه تنگه هرمز رو باز نگه دارد، این اتفاق میتونه مثل «لحظه سوئز» برای بریتانیا باشد و نشانهای از پایان دوران امپراتوری آمریکا تلقی شود. در واقع ایران با استفاده از اهرم جغرافیا، نقش خودش رو تو این شیفت قدرت جهانی (همون تله توسیدید) بازی میکند.
نکته قابل تامل این است که این سوییچ کردن قدرت ممکن است به سمت ایران نباشد! جنگ اصلی آمریکا با چین خواهد و این انتقال قدرت ممکن است برای چین رقم بخورد که یکی از شرکای اصلی ایران است.
سلب مسئولیت و شفافیت در بایتیکل
تمامی مطالب منتشر شده در بلاگ آموزشی بایتیکل، اعم از تحلیلهای بازار، بررسی پروژهها، اخبار و معرفی پتانسیلهای دنیای کریپتوکارنسی، صرفاً با رویکرد آموزشی و اطلاعرسانی تهیه شدهاند. تیم تحریریه بایتیکل تأکید میکند که این محتواها به هیچ عنوان «توصیه مستقیم خرید و فروش» یا «سیگنال سرمایهگذاری» محسوب نمیشوند.
با توجه به نوسانات شدید و ریسکهای ذاتی بازارهای مالی، مسئولیت نهایی هرگونه تصمیمگیری اقتصادی، سود یا ضرر احتمالی، بهطور کامل بر عهده شخص کاربر است. ما اکیداً توصیه میکنیم پیش از هرگونه مشارکت مالی، تحقیقات شخصی خود را (DYOR) تکمیل کرده و در صورت نیاز با مشاوران دارای صلاحیت مشورت کنید.



