فقط چهار کار که قیمت انجام میدهد — و چرا اکثر معاملهگران از آنها غافل میشوند
YCGH_Capital

مشخصات معامله
قیمت در زمان انتشار:
۶۱,۷۱۷.۵
توضیحات
⚡ بازار تصادفی نیست. در اینجا شواهد آن را میبینید.
هر بار که به نمودار نگاه کردهاید و واقعاً سردرگم شدهاید — هر بار که قیمت کاری انجام داده که به نظر غیرمنطقی، تهاجمی، یا عمداً برای بهدست آوردن پول شما طراحی شده بود — شما این را تخیل نکردهاید.
شما فقط چارچوب را از دست دادهاید.
آنچه که میخواهم به شما نشان دهم استراتژی معاملاتی نیست. این مجموعهای از شاخصها نیست. این منطق پایهای حرکت قیمت است — دلیل مکانیکی اینکه بازارها به شکلی که میبینید رفتار میکنند، که مستقیماً از روش ICT (Inner Circle Trader) برگرفته شده است. بهطور مشخص، به عمق بیشتری از سطح چهار شرط میرویم و میگوییم با هر شرط چه چیزی جفت میشود، زیرا جفتسازی آنجا است که درک واقعی در آن زندگی میکند.
وقتی این را ببینید، از دیدن آن پشیمان نخواهید شد.
شروع کنید اینجا: چهار شرط چرخهایاند، نه یک فهرست
بیشتر افرادی که با مفهوم Price Delivery آشنا شدهاند، چهار شرط — Retracement، Reversal، Expansion و Consolidation — را بهصورت یک چک لیست میبینند. آنها به نمودار نگاه میکنند و میگویند «خوب، در حال حاضر قیمت در فاز consolidation است» و بعد بهجای پرسیدن سوال مهمتر که این شرط چه چیزی را میطلبد و چه چیزی ایجاد میکند، از آن عبور میکنند.
هر شرط مستقل نیست. هر شرط مستقیماً با یک عنصر بازار مشخص همراه است — عنصری که یا شرط را ایجاد میکند یا توسط آن ایجاد میشود. درک این جفتسازیها تفاوت بین کسی است که واژگان را شنیده و کسی که واقعاً با آن معامله میکند.
سه جفتسازیای که چارچوب ICT صریحاً مطرح میکند عبارتاند از:
Expansion با Order Blocks جفت میشود
Reversal با Liquidity Pools جفت میشود
Consolidation با Equilibrium جفت میشود
قبل از ورود به جزئیات ابتدا بفهمید وقتی چه نوع فازی رخ میدهد:
بعد از Consolidation یا Expansion یا Reversal رخ میدهد؛ Retracement نیست.
در عین حال بعد از Retracement، Consolidation نمیتواند رخ دهد. یا Expansion یا Reversal خواهد بود.
ما عمدتاً هدفمان شکار حرکتها در Expansion و در Reversal است؛ نه در Consolidation یا Retracements.
نمایه بصری از بالا:
حالا بیایید هر کدام را به تفصیل بررسی کنیم.
Expansion و Order Blocks: جایی که حرکت واقعاً از آن آغاز میشود
وقتی قیمت وارد فاز Expansion میشود — آن حرکت جهتی با سرعت بالا که به وضوح از سطحها عبور میکند و خردهفروشیها را در تلاش برای دنبال کردن حرکت رها میکند — از هیچ جای خاصی آغاز نمیشود. از یک Order Block آغاز میشود.
Order Block، به سادهترین تعریف، آخرین شمع معکوس قبل از حرکت قابل توجه است. اگر قیمت در حال تلاش برای صعود شدید در یک Expansion صعودی باشد، Order Block آخرین شمع نزولی قابل توجه است که قبل از آغاز این Expansion شکل گرفته بود. اگر قیمت در حال سقوط در یک Expansion نزولی باشد، Order Block آخرین شمع صعودی قبل از افت است.
این موضوع مهم است؟ چون Order Block نمایانگر اثر فعالیت نهادهای بزرگ است. این محدوده جایی است که بازیگران بزرگ — کسانی که واقعاً بازار را به حرکت وا میدارند — پوزیشنهای خود را وارد کردهاند. و از آنجا که بزرگ هستند، نمیتوانند همه چیز را یکباره وارد کنند. آنها نیاز دارند قیمت به آن منطقه بازگردد تا بتوانند موقعیت خود را ادامه دهند یا بتوانند آن را در مقابل خریداران جزئی که اکنون به حرکت واکنش نشان میدهند، عرضه کنند.
این مکانیزم پشت چیزی است که اکثر معاملهگران به آن «ریفترس» میگویند. وقتی قیمت از سطحی بالا میرود، به آن سطح بازمیگردد، و سپس به سمت بالا ادامه میدهد، تحلیل جزء فروشی میگوید «حمایت برقرار است.» در واقع چه اتفاق افتاده این است که قیمت به Order Block بازگشته، به نهادها اجازه داده موقعیت خود را گسترش دهند و دوباره Expansion آغاز شده است.
پیام عملی این است که در فاز Expansion، به دنبال حمایت و مقاومت تصادفی نیستید. به دنبال Order Block مشخصی هستید که حرکت را آغاز کرده است. این نقطه مرجع شما است. این جایی است که بازار از طریق رفتار خود به شما نشان داده است که علاقهٔ موسسات وجود دارد.
نمونههای ICT هم دقیقاً همین نکته را توضیح میدهند — Expansion به طور مستقیم با Order Blocks جفت میشود. این دو مفهوم جدا از هم نیستند که گهگاه با هم تعامل کنند. آنها یک مکانیزم واحد هستند که از دو زاویه مختلف توصیف میشوند.
در اینجا تصویر گرافیکی از همان چیز وجود دارد:
Reversal و Liquidity Pools: معاملهای که فکر میکنید میکنید در مقابل معاملهای که واقعاً انجام میدهید
این یکی است که نحوه نگاه شما به هر شکست breakout که تا به حال تجربه کردهاید را تغییر میدهد.
وقتی یک reversal رخ میدهد — تغییر ساختاری لحن جهت دار بازار — تصادفی نیست. این اتفاق در یک Liquidity Pool میافتد. و درک اینکه Liquidity Pool دقیقاً چیست، رابطهٔ شما با توقف ضررها، بروکاوتها و لحظاتی که معامله در آنها بیشترین احساس دستکاری را دارد، را بازتعریف میکند.
Liquidity Pool در واقع کلاستری از سفارشات resting است. اینها توقفهای ضرر هستند که توسط معاملهگرانی که به جهت قبلی وارد شدهاند، سفارشهای منتظری که میخواهند شکست را بخرند یا شکست را بفروشند، و سفارشهای محدود از شرکتکنندگانی که میخواهند در یک افراط reversal بگیرند، در اینجا قرار دارد. همه این سفارشها در سطوح قابل پیشبینی— بالای سقفهای نوسان، زیر کفهای نوسان، در اعداد گرد، در بالاترین و پایینترین جلسات قبلی، در سطوح فنی واضح که همه میبیند— مینشینند.
بازار این سطوح را نمیپرهاند. آنها را هدف قرار میدهد.
چرا؟ چون برای اینکه یک بازیگر موسسهای بزرگ بتواند پوزیشن reversal را با اندازهٔ معنادار وارد شود، به یک طرف مقابل نیاز دارد. آنها نیاز به کسی دارند تا در هنگام خرید به آنها بفروشد یا در khi فروش به آنها بخرد. معاملهگران خرد که بالای سقف نوسان Stop Loss دارند یا با Buy Stopها که قصد شکستن دارند را_counterparty میدانند. موسسه قیمت را به سمت این استخر نقدینگی میبرد، همهٔ این سفارشها را میبلعد تا پوزیشن خود را بسازد و سپس معکوس میکند.
آنچه معاملهگر خرد تجربه میکند، یک شکست کاذب (false breakout) است. چیزی که واقعاً اتفاق افتاده این است که بازار Pool نقدینگی را هدف قرار داده، موسسه پر شده و reversal آغاز شده است.
این نظریه توطئه نیست. این ساختار بازار است. هر reversal که تا به حال در نمودار دیدهاید با یک Sweep نقدینگی از نوعی آغاز شده است — قیمت به فراتر از سطح واضحی میرسد، سفارشها را فعال میکند و سپس به طور فعال به سمت جهت مخالف رد میشود. به عقب برگردید و هر reversal قابل توجهی را در هر بازاری بررسی کنید. Sweep همیشه وجود دارد.
جفتسازی، پس، مستقیم است: reversal بدون Liquidity امکانپذیر نیست. pool منبع تامین ورود موسسات برای ایجاد reversal است. شما بدون یکی از این دو نمیتوانید کاری انجام دهید.
وقتی که نمودارهای خود را نه با حمایت و مقاومت تصادفی، بلکه با Liquidity Pools نشانهگذاری میکنید — مناطقی که میدانید توقف ضررها در آنجا تجمع دارند — از شکستهای کاذب شوکه نمیشوید. شروع به پیشبینی آنها میکنید. و برای reversal که پس از آن میآید موضعگیری میکنید، به جای اینکه به عنوان سوخت برای آن، از بازار خارج شوید.
این چیزی شبیه به این است:
Consolidation و Equilibrium: Range دارای مرکز گرانشی است
سومین جفتسازی، وقتی که آن را بفهمی، از نظر فکری ظریفترین است.
Consolidation، همانطور که در مقاله اول این سری مطرح شد، زمان بک گراند نیست. این فازی است که قیمت در آن برای حرکت جهت دار بعدی در حال ساختن است — انباشت یا توزیع، بسته به زمینه. اما در درون consolidation، مفهوم مشخصی وجود دارد که مشخص میکند قیمت به کجا کشیده میشود و از کجا برمیگردد: Equilibrium.
Equilibrium سطح 50٪ از محدوده consolidation است. این میانگین ریاضی بین بالاترین و پایینترین نقطه از هر محدودهای است که قیمت در حال حاضر درون آن میسازد. و بنا بر چارچوب ICT، این یک مرکز گرانشی عمل میکند — قیمت به آن کشیده میشود، به دور آن در نوسان است و از آن به عنوان محور consolidation استفاده میکند تا در نهایت به یک سمت بشکند.
چرا سطح 50٪ به طور خاص؟ زیرا نشان دهندهٔ ارزش منصفانه در Within آن محدوده است. وقتی قیمت بالای Equilibrium است، در حال حاضر نسبت به محدوده با قیمت بالاتر است — گران شده است، در زمینهٔ consolidation فعلی. وقتی قیمت زیر Equilibrium است، در جهت معکوس — تخفیف یافته است. بازار به طور طبیعی بین این دو حد بالا و پایین نوسان میکند و به دنبال تعادل ارزش میگردد، که این باعث میشود محدودهها اغلب حول میانهٔ خود خاصیت مغناطیسی پیدا کنند.
برای یک معاملهگر، این به طور عملی ارزش فوری دارد. در یک فاز consolidation، شما به بالای بالاترین حد محدوده برای خرید فکر نمیکنید چون به نظر میرسد که شکست برقرار است، و به پایین محدوده هم برای فروش فکر نمیکنید چون به نظر میرسد که از دست میرود — حداقل بدون تأیید. آنچه انجام میدهید این است که equilibrium را ترسیم کرده، و سپس نوسان را معامله کنید: در زیر equilibrium با هدفی در بالاتر از آن خرید کنید یا در بالا equilibrium با هدف در پایینتر معامله کنید.
بهطور مهمتر، وقتی consolidation با تصمیمگیری محکمی به پایان میرسد — وقتی قیمت با قطعیت در یک جهت میشکند — تعادل (equilibrium) بازهٔ قبلی به عنوان نقطهٔ مرجع برای Expansion after میشود. این سطحی است که موسسات در طول کل consolidation آن را نگاه کردهاند. فقط به دلیل اینکه محدوده شکست، دیگر اهمیت ندارد، از بین نمیرود.
این نحوهٔ نگاه را در شکل زیر میبینید:
The Full Picture: A Cycle with Internal Logic
وقتی از یک دور به الثلاثة جفتسازی نگاه میکنید، چیزی فراتر از یک فهرست جداگانه از مفاهیم به دست میآید. آنچه پدیدار میشود یک چرخه با منطق داخلی است.
قیمت around equilibrium جمع میشود. در طول این تجمیع، موضعگیری موسسات در حال انجام است. در نهایت، محدوده حل میشود — قیمت به سوی Liquidity Pool در یک سمت محدوده میگردد، توقفها را تحریک کرده و سفارشهای لازم برای تغذیه حرکت بعدی را جذب میکند. آن جستجو یک micro-reversal است. و سپس Expansion آغاز میشود — جهتدار، قاطع و ریشهدار در یک Order Block که از نقطهٔ آغاز حرکت شکل گرفته است.
هر فاز، فاز بعدی را ممکن میسازد. Consolidation شرایط لازم برای یک جستجوی نقدینگی ایجاد میکند. جستجوی نقدینگی ورودی موسسات را تامین میکند که Expansion را سوق میدهد. Expansion در نهایت از کار میافتد و Consolidation جدیدی را در سطحی بالاتر یا پایینتر ایجاد میکند. و این چرخه تکرار میشود.
این الگوریتم است. این منطق مکانیکی است که زیر هر چارت که تا به حال در برابر آن سردرگم شدهاید وجود دارد.
چه تغییراتی با استفاده از این چارچوب ایجاد میشود
تغییرات عملی کمتر به این مربوط است که چه معاملاتهایی انجام میدهید و بیشتر به این مربوط است که چگونه به هر لحظه از رفتار بازار فکر میکنید.
دیگر حرکت را اتفاقی نمیبینید. عقبنشینی به یک بازه دیگر دیگر صِدا نیست — این به شما یک بازگشت احتمالی به Order Block است. یک شکست که بلافاصله شکست میخورد دیگر یک باخت ناامیدکننده نیست — این یک sweep نقدینگی است که به دنبال reversal میآید، و سوال این است که آیا شما برای آن موقعیتگیری کردهاید یا خیر. یک روز پرتنش و بدون جهت دیگر زمان تلفشده نیست — این یک consolidation around equilibrium است، و سوال این است که کجا دو سر محدوده sweep میشود و کدام سمت اول عبور خواهد کرد.
بازار به این معنا آسانتر نمیشود از این لحاظ که معاملات واضح شوند. بلکه به این معنا راحتتر میشود که قابل فهم باشد. شما واژگانی برای آنچه میبینید دارید و از همه مهمتر، یک درک مکانیکی از اینکه چرا قیمت به این شکل رفتار میکند دارید.
این درک چیزی است که معاملهگرانی را که سود ثابت میگیرند از کسانی که همیشه میپرسند چرا بازار درست پس از ورود آنها علیهشان حرکت میکند جدا میکند.
این امر نیست. این به سمت نقدینگی حرکت میکند. نقدینگی نباشید.
بخشی از یک سری در حال پیشرفت درباره مفاهیم ICT Price Delivery است. این پست را ذخیره کنید و پس از دفعه بعد که یک "false breakout" شما را از معامله خارج کرد دوباره به آن مراجعه کنید. دقیقاً خواهید دید چه اتفاقی افتاده است.
معاملهٔ موفق
YCGH Capital
هر بار که به نمودار نگاه کردهاید و واقعاً سردرگم شدهاید — هر بار که قیمت کاری انجام داده که به نظر غیرمنطقی، تهاجمی، یا عمداً برای بهدست آوردن پول شما طراحی شده بود — شما این را تخیل نکردهاید.
شما فقط چارچوب را از دست دادهاید.
آنچه که میخواهم به شما نشان دهم استراتژی معاملاتی نیست. این مجموعهای از شاخصها نیست. این منطق پایهای حرکت قیمت است — دلیل مکانیکی اینکه بازارها به شکلی که میبینید رفتار میکنند، که مستقیماً از روش ICT (Inner Circle Trader) برگرفته شده است. بهطور مشخص، به عمق بیشتری از سطح چهار شرط میرویم و میگوییم با هر شرط چه چیزی جفت میشود، زیرا جفتسازی آنجا است که درک واقعی در آن زندگی میکند.
وقتی این را ببینید، از دیدن آن پشیمان نخواهید شد.
شروع کنید اینجا: چهار شرط چرخهایاند، نه یک فهرست
بیشتر افرادی که با مفهوم Price Delivery آشنا شدهاند، چهار شرط — Retracement، Reversal، Expansion و Consolidation — را بهصورت یک چک لیست میبینند. آنها به نمودار نگاه میکنند و میگویند «خوب، در حال حاضر قیمت در فاز consolidation است» و بعد بهجای پرسیدن سوال مهمتر که این شرط چه چیزی را میطلبد و چه چیزی ایجاد میکند، از آن عبور میکنند.
هر شرط مستقل نیست. هر شرط مستقیماً با یک عنصر بازار مشخص همراه است — عنصری که یا شرط را ایجاد میکند یا توسط آن ایجاد میشود. درک این جفتسازیها تفاوت بین کسی است که واژگان را شنیده و کسی که واقعاً با آن معامله میکند.
سه جفتسازیای که چارچوب ICT صریحاً مطرح میکند عبارتاند از:
Expansion با Order Blocks جفت میشود
Reversal با Liquidity Pools جفت میشود
Consolidation با Equilibrium جفت میشود
قبل از ورود به جزئیات ابتدا بفهمید وقتی چه نوع فازی رخ میدهد:
بعد از Consolidation یا Expansion یا Reversal رخ میدهد؛ Retracement نیست.
در عین حال بعد از Retracement، Consolidation نمیتواند رخ دهد. یا Expansion یا Reversal خواهد بود.
ما عمدتاً هدفمان شکار حرکتها در Expansion و در Reversal است؛ نه در Consolidation یا Retracements.
نمایه بصری از بالا:
حالا بیایید هر کدام را به تفصیل بررسی کنیم.
Expansion و Order Blocks: جایی که حرکت واقعاً از آن آغاز میشود
وقتی قیمت وارد فاز Expansion میشود — آن حرکت جهتی با سرعت بالا که به وضوح از سطحها عبور میکند و خردهفروشیها را در تلاش برای دنبال کردن حرکت رها میکند — از هیچ جای خاصی آغاز نمیشود. از یک Order Block آغاز میشود.
Order Block، به سادهترین تعریف، آخرین شمع معکوس قبل از حرکت قابل توجه است. اگر قیمت در حال تلاش برای صعود شدید در یک Expansion صعودی باشد، Order Block آخرین شمع نزولی قابل توجه است که قبل از آغاز این Expansion شکل گرفته بود. اگر قیمت در حال سقوط در یک Expansion نزولی باشد، Order Block آخرین شمع صعودی قبل از افت است.
این موضوع مهم است؟ چون Order Block نمایانگر اثر فعالیت نهادهای بزرگ است. این محدوده جایی است که بازیگران بزرگ — کسانی که واقعاً بازار را به حرکت وا میدارند — پوزیشنهای خود را وارد کردهاند. و از آنجا که بزرگ هستند، نمیتوانند همه چیز را یکباره وارد کنند. آنها نیاز دارند قیمت به آن منطقه بازگردد تا بتوانند موقعیت خود را ادامه دهند یا بتوانند آن را در مقابل خریداران جزئی که اکنون به حرکت واکنش نشان میدهند، عرضه کنند.
این مکانیزم پشت چیزی است که اکثر معاملهگران به آن «ریفترس» میگویند. وقتی قیمت از سطحی بالا میرود، به آن سطح بازمیگردد، و سپس به سمت بالا ادامه میدهد، تحلیل جزء فروشی میگوید «حمایت برقرار است.» در واقع چه اتفاق افتاده این است که قیمت به Order Block بازگشته، به نهادها اجازه داده موقعیت خود را گسترش دهند و دوباره Expansion آغاز شده است.
پیام عملی این است که در فاز Expansion، به دنبال حمایت و مقاومت تصادفی نیستید. به دنبال Order Block مشخصی هستید که حرکت را آغاز کرده است. این نقطه مرجع شما است. این جایی است که بازار از طریق رفتار خود به شما نشان داده است که علاقهٔ موسسات وجود دارد.
نمونههای ICT هم دقیقاً همین نکته را توضیح میدهند — Expansion به طور مستقیم با Order Blocks جفت میشود. این دو مفهوم جدا از هم نیستند که گهگاه با هم تعامل کنند. آنها یک مکانیزم واحد هستند که از دو زاویه مختلف توصیف میشوند.
در اینجا تصویر گرافیکی از همان چیز وجود دارد:
Reversal و Liquidity Pools: معاملهای که فکر میکنید میکنید در مقابل معاملهای که واقعاً انجام میدهید
این یکی است که نحوه نگاه شما به هر شکست breakout که تا به حال تجربه کردهاید را تغییر میدهد.
وقتی یک reversal رخ میدهد — تغییر ساختاری لحن جهت دار بازار — تصادفی نیست. این اتفاق در یک Liquidity Pool میافتد. و درک اینکه Liquidity Pool دقیقاً چیست، رابطهٔ شما با توقف ضررها، بروکاوتها و لحظاتی که معامله در آنها بیشترین احساس دستکاری را دارد، را بازتعریف میکند.
Liquidity Pool در واقع کلاستری از سفارشات resting است. اینها توقفهای ضرر هستند که توسط معاملهگرانی که به جهت قبلی وارد شدهاند، سفارشهای منتظری که میخواهند شکست را بخرند یا شکست را بفروشند، و سفارشهای محدود از شرکتکنندگانی که میخواهند در یک افراط reversal بگیرند، در اینجا قرار دارد. همه این سفارشها در سطوح قابل پیشبینی— بالای سقفهای نوسان، زیر کفهای نوسان، در اعداد گرد، در بالاترین و پایینترین جلسات قبلی، در سطوح فنی واضح که همه میبیند— مینشینند.
بازار این سطوح را نمیپرهاند. آنها را هدف قرار میدهد.
چرا؟ چون برای اینکه یک بازیگر موسسهای بزرگ بتواند پوزیشن reversal را با اندازهٔ معنادار وارد شود، به یک طرف مقابل نیاز دارد. آنها نیاز به کسی دارند تا در هنگام خرید به آنها بفروشد یا در khi فروش به آنها بخرد. معاملهگران خرد که بالای سقف نوسان Stop Loss دارند یا با Buy Stopها که قصد شکستن دارند را_counterparty میدانند. موسسه قیمت را به سمت این استخر نقدینگی میبرد، همهٔ این سفارشها را میبلعد تا پوزیشن خود را بسازد و سپس معکوس میکند.
آنچه معاملهگر خرد تجربه میکند، یک شکست کاذب (false breakout) است. چیزی که واقعاً اتفاق افتاده این است که بازار Pool نقدینگی را هدف قرار داده، موسسه پر شده و reversal آغاز شده است.
این نظریه توطئه نیست. این ساختار بازار است. هر reversal که تا به حال در نمودار دیدهاید با یک Sweep نقدینگی از نوعی آغاز شده است — قیمت به فراتر از سطح واضحی میرسد، سفارشها را فعال میکند و سپس به طور فعال به سمت جهت مخالف رد میشود. به عقب برگردید و هر reversal قابل توجهی را در هر بازاری بررسی کنید. Sweep همیشه وجود دارد.
جفتسازی، پس، مستقیم است: reversal بدون Liquidity امکانپذیر نیست. pool منبع تامین ورود موسسات برای ایجاد reversal است. شما بدون یکی از این دو نمیتوانید کاری انجام دهید.
وقتی که نمودارهای خود را نه با حمایت و مقاومت تصادفی، بلکه با Liquidity Pools نشانهگذاری میکنید — مناطقی که میدانید توقف ضررها در آنجا تجمع دارند — از شکستهای کاذب شوکه نمیشوید. شروع به پیشبینی آنها میکنید. و برای reversal که پس از آن میآید موضعگیری میکنید، به جای اینکه به عنوان سوخت برای آن، از بازار خارج شوید.
این چیزی شبیه به این است:
Consolidation و Equilibrium: Range دارای مرکز گرانشی است
سومین جفتسازی، وقتی که آن را بفهمی، از نظر فکری ظریفترین است.
Consolidation، همانطور که در مقاله اول این سری مطرح شد، زمان بک گراند نیست. این فازی است که قیمت در آن برای حرکت جهت دار بعدی در حال ساختن است — انباشت یا توزیع، بسته به زمینه. اما در درون consolidation، مفهوم مشخصی وجود دارد که مشخص میکند قیمت به کجا کشیده میشود و از کجا برمیگردد: Equilibrium.
Equilibrium سطح 50٪ از محدوده consolidation است. این میانگین ریاضی بین بالاترین و پایینترین نقطه از هر محدودهای است که قیمت در حال حاضر درون آن میسازد. و بنا بر چارچوب ICT، این یک مرکز گرانشی عمل میکند — قیمت به آن کشیده میشود، به دور آن در نوسان است و از آن به عنوان محور consolidation استفاده میکند تا در نهایت به یک سمت بشکند.
چرا سطح 50٪ به طور خاص؟ زیرا نشان دهندهٔ ارزش منصفانه در Within آن محدوده است. وقتی قیمت بالای Equilibrium است، در حال حاضر نسبت به محدوده با قیمت بالاتر است — گران شده است، در زمینهٔ consolidation فعلی. وقتی قیمت زیر Equilibrium است، در جهت معکوس — تخفیف یافته است. بازار به طور طبیعی بین این دو حد بالا و پایین نوسان میکند و به دنبال تعادل ارزش میگردد، که این باعث میشود محدودهها اغلب حول میانهٔ خود خاصیت مغناطیسی پیدا کنند.
برای یک معاملهگر، این به طور عملی ارزش فوری دارد. در یک فاز consolidation، شما به بالای بالاترین حد محدوده برای خرید فکر نمیکنید چون به نظر میرسد که شکست برقرار است، و به پایین محدوده هم برای فروش فکر نمیکنید چون به نظر میرسد که از دست میرود — حداقل بدون تأیید. آنچه انجام میدهید این است که equilibrium را ترسیم کرده، و سپس نوسان را معامله کنید: در زیر equilibrium با هدفی در بالاتر از آن خرید کنید یا در بالا equilibrium با هدف در پایینتر معامله کنید.
بهطور مهمتر، وقتی consolidation با تصمیمگیری محکمی به پایان میرسد — وقتی قیمت با قطعیت در یک جهت میشکند — تعادل (equilibrium) بازهٔ قبلی به عنوان نقطهٔ مرجع برای Expansion after میشود. این سطحی است که موسسات در طول کل consolidation آن را نگاه کردهاند. فقط به دلیل اینکه محدوده شکست، دیگر اهمیت ندارد، از بین نمیرود.
این نحوهٔ نگاه را در شکل زیر میبینید:
The Full Picture: A Cycle with Internal Logic
وقتی از یک دور به الثلاثة جفتسازی نگاه میکنید، چیزی فراتر از یک فهرست جداگانه از مفاهیم به دست میآید. آنچه پدیدار میشود یک چرخه با منطق داخلی است.
قیمت around equilibrium جمع میشود. در طول این تجمیع، موضعگیری موسسات در حال انجام است. در نهایت، محدوده حل میشود — قیمت به سوی Liquidity Pool در یک سمت محدوده میگردد، توقفها را تحریک کرده و سفارشهای لازم برای تغذیه حرکت بعدی را جذب میکند. آن جستجو یک micro-reversal است. و سپس Expansion آغاز میشود — جهتدار، قاطع و ریشهدار در یک Order Block که از نقطهٔ آغاز حرکت شکل گرفته است.
هر فاز، فاز بعدی را ممکن میسازد. Consolidation شرایط لازم برای یک جستجوی نقدینگی ایجاد میکند. جستجوی نقدینگی ورودی موسسات را تامین میکند که Expansion را سوق میدهد. Expansion در نهایت از کار میافتد و Consolidation جدیدی را در سطحی بالاتر یا پایینتر ایجاد میکند. و این چرخه تکرار میشود.
این الگوریتم است. این منطق مکانیکی است که زیر هر چارت که تا به حال در برابر آن سردرگم شدهاید وجود دارد.
چه تغییراتی با استفاده از این چارچوب ایجاد میشود
تغییرات عملی کمتر به این مربوط است که چه معاملاتهایی انجام میدهید و بیشتر به این مربوط است که چگونه به هر لحظه از رفتار بازار فکر میکنید.
دیگر حرکت را اتفاقی نمیبینید. عقبنشینی به یک بازه دیگر دیگر صِدا نیست — این به شما یک بازگشت احتمالی به Order Block است. یک شکست که بلافاصله شکست میخورد دیگر یک باخت ناامیدکننده نیست — این یک sweep نقدینگی است که به دنبال reversal میآید، و سوال این است که آیا شما برای آن موقعیتگیری کردهاید یا خیر. یک روز پرتنش و بدون جهت دیگر زمان تلفشده نیست — این یک consolidation around equilibrium است، و سوال این است که کجا دو سر محدوده sweep میشود و کدام سمت اول عبور خواهد کرد.
بازار به این معنا آسانتر نمیشود از این لحاظ که معاملات واضح شوند. بلکه به این معنا راحتتر میشود که قابل فهم باشد. شما واژگانی برای آنچه میبینید دارید و از همه مهمتر، یک درک مکانیکی از اینکه چرا قیمت به این شکل رفتار میکند دارید.
این درک چیزی است که معاملهگرانی را که سود ثابت میگیرند از کسانی که همیشه میپرسند چرا بازار درست پس از ورود آنها علیهشان حرکت میکند جدا میکند.
این امر نیست. این به سمت نقدینگی حرکت میکند. نقدینگی نباشید.
بخشی از یک سری در حال پیشرفت درباره مفاهیم ICT Price Delivery است. این پست را ذخیره کنید و پس از دفعه بعد که یک "false breakout" شما را از معامله خارج کرد دوباره به آن مراجعه کنید. دقیقاً خواهید دید چه اتفاقی افتاده است.
معاملهٔ موفق
YCGH Capital
منتخب سردبیر
مشاهده بیشتردستیار هوشمند ارز دیجیتال
ترمینال ترید بایتیکل نرمافزار جامع ترید و سرمایهگذاری در بازار ارز دیجیتال است و امکاناتی مانند دورههای آموزشی ترید و سرمایهگذاری، تریدینگ ویو بدون محدودیت، هوش مصنوعی استراتژی ساز ترید، کلیه دادههای بازارهای مالی شامل دادههای اقتصاد کلان، تحلیل احساسات بازار، تکنیکال و آنچین، اتصال و مدیریت حساب صرافیها و تحلیلهای لحظهای را برای کاربران فراهم میکند.

