شرح بیابهام ≠ تصمیم بیابهام
Borbot

مشخصات معامله
قیمت در زمان انتشار:
۶۳,۹۵۸.۲۳
توضیحات
اخیراً کمتر به پیشبینی حرکت بعدی بازار فکر میکنم و بیشتر به یک پرسش بنیادی میپردازم:
چه چیزی در معاملات قابل اتوماسیون است؟
برای پاسخ به این سوال، ناچار شدم به نحوهٔ توصیف خود بازار بازگردم.
اولین الزام من این شد:
حرکت بازار باید بهطور کامل و بیابهام توصیف شود.
هر بخش از بازار باید بتواند بهصورت یک توالی از عناصر روشن و تعریفشده نمایش داده شود، بدون هیچ «منطقهٔ خاکستری».
بر پایهٔ همان قواعد، توصیف نباید به مشاهدهکننده وابسته باشد.
اما توصیف بهتنهایی کافی نیست.
سوال بعدی این است:
چه زمانی میتوان یک رویداد را تحققیافته دانست؟
هر عنصر نیازمند یک معیار تحقق بیابهام است: رویداد یا به آن شرط پاسخ میدهد یا خیر.
تحقق متعلق به بازار است.
اهداف و نتایج متعلق به اپراتور است.
پس از تعریف تحقق، سطح بعدی به بهرهبرداری میرسد.
یک تحقق ممکن است ادامه یابد، به دنبالهای تبدیل شود، گم شود و بعدها بازگردد. بنابراین شیء تحلیل به سازماندهی تحققها و زیانهای طی زمان مبدل میشود.
این به ما میدهد:
شرح بازار
→ معیار تحقق
→ تحقق
→ ادامه یا زیان
→ زنجیرهٔ بهرهبرداری
→ سازمانِ زنجیرهها
→ رژیمِ بهرهبرداری.
رژیم تا زمانی معتبر میماند که ساختارِ ترتیبیِ تعریفکنندهٔ آن خود را بازتولید کند. وقتی آن ساختار شکسته شود، رژیم پایان مییابد.
این درستnecessarily پیشبینی نمیکند که چگونه آینده خواهد بود. اما به ما میگوید روشِ بهرهبرداری قبلی توسط دنبالهٔ مشاهدهشده دیگر پشتیبانی نمیشود.
این به تفاوتِ دیگری منجر میشود:
شرح بیابهام بازار الزاماً به تصمیم معاملاتی بیابهام منجر نمیشود.
دو اپراتور ممکن است وضعیت یکسان بازار را ببینند و باز هم تصمیمهای متفاوتِ اما درونیِ سازگار با هم اتخاذ کنند.
این تفاوت از انتخابِ اپراتور ناشی میشود: اهداف، منابع، ریسکِ قابل قبول، الزاماتِ عملکرد، افقِ زمانی و معیارهایِ مشارکت.
تغییر این پارامترها بازار یا توصیفِ آن را تغییر نمیدهد. بهجای آن، نحوهٔ بهرهبرداری از همان وضعیت بازار را تغییر میدهد.
به این دلیل من بهطور فزایندهای نسبت بهِ معاملاتِ خودکار تردید دارم، نه بهخاطر خودِ معاملاتِ خودکار، بلکه به خاطرِ یک ماشینِ معاملاتیِ جهانی که بدون درنظرگرفتنِ اپراتور تنها یک تصمیمِ «صحیح» واحد تولید میکند.
Architectureٔ دیگری برای من جذابتر است — یک پنلِ کنترل.
لایهٔ خودکار، عناصر بازار، تحققها و زیانها، زنجیرههای بهرهبرداری، سازماندهیِ آنها و تغییرِ رژیمها را شناسایی میکند.
اپراتور اینها را تعریف میکند:
اهداف، منابع، ریسک، استانداردهایِ عملکرد و معیارهایِ مشارکت.
سپس الگوریتم میتواند اقدامِ مجاز برای آن پیکربندی را تعیین کند.
بنابراین:
بازار همان است؛
شرحِ آن همان است؛
وضعیتِ تحققِ آن همان است؛
اما تصمیماتِ بهرهبرداری ممکن است تفاوت داشته باشند.
شاید بارزترین مرزِ جالبِ اتوماسیونِ معاملات این نباشد که از یک ماشین بخواهیم یک تصمیم واحدِ جهانی «صحیح» بیابد، بلکه جدا کردنِ وضعیتِ بازارِ قابلمشاهده از اهداف و محدودیتهایِ رسمیِ اپراتور و اتوماتیکسازیِ تعاملِ آنها است.
چه چیزی در معاملات قابل اتوماسیون است؟
برای پاسخ به این سوال، ناچار شدم به نحوهٔ توصیف خود بازار بازگردم.
اولین الزام من این شد:
حرکت بازار باید بهطور کامل و بیابهام توصیف شود.
هر بخش از بازار باید بتواند بهصورت یک توالی از عناصر روشن و تعریفشده نمایش داده شود، بدون هیچ «منطقهٔ خاکستری».
بر پایهٔ همان قواعد، توصیف نباید به مشاهدهکننده وابسته باشد.
اما توصیف بهتنهایی کافی نیست.
سوال بعدی این است:
چه زمانی میتوان یک رویداد را تحققیافته دانست؟
هر عنصر نیازمند یک معیار تحقق بیابهام است: رویداد یا به آن شرط پاسخ میدهد یا خیر.
تحقق متعلق به بازار است.
اهداف و نتایج متعلق به اپراتور است.
پس از تعریف تحقق، سطح بعدی به بهرهبرداری میرسد.
یک تحقق ممکن است ادامه یابد، به دنبالهای تبدیل شود، گم شود و بعدها بازگردد. بنابراین شیء تحلیل به سازماندهی تحققها و زیانهای طی زمان مبدل میشود.
این به ما میدهد:
شرح بازار
→ معیار تحقق
→ تحقق
→ ادامه یا زیان
→ زنجیرهٔ بهرهبرداری
→ سازمانِ زنجیرهها
→ رژیمِ بهرهبرداری.
رژیم تا زمانی معتبر میماند که ساختارِ ترتیبیِ تعریفکنندهٔ آن خود را بازتولید کند. وقتی آن ساختار شکسته شود، رژیم پایان مییابد.
این درستnecessarily پیشبینی نمیکند که چگونه آینده خواهد بود. اما به ما میگوید روشِ بهرهبرداری قبلی توسط دنبالهٔ مشاهدهشده دیگر پشتیبانی نمیشود.
این به تفاوتِ دیگری منجر میشود:
شرح بیابهام بازار الزاماً به تصمیم معاملاتی بیابهام منجر نمیشود.
دو اپراتور ممکن است وضعیت یکسان بازار را ببینند و باز هم تصمیمهای متفاوتِ اما درونیِ سازگار با هم اتخاذ کنند.
این تفاوت از انتخابِ اپراتور ناشی میشود: اهداف، منابع، ریسکِ قابل قبول، الزاماتِ عملکرد، افقِ زمانی و معیارهایِ مشارکت.
تغییر این پارامترها بازار یا توصیفِ آن را تغییر نمیدهد. بهجای آن، نحوهٔ بهرهبرداری از همان وضعیت بازار را تغییر میدهد.
به این دلیل من بهطور فزایندهای نسبت بهِ معاملاتِ خودکار تردید دارم، نه بهخاطر خودِ معاملاتِ خودکار، بلکه به خاطرِ یک ماشینِ معاملاتیِ جهانی که بدون درنظرگرفتنِ اپراتور تنها یک تصمیمِ «صحیح» واحد تولید میکند.
Architectureٔ دیگری برای من جذابتر است — یک پنلِ کنترل.
لایهٔ خودکار، عناصر بازار، تحققها و زیانها، زنجیرههای بهرهبرداری، سازماندهیِ آنها و تغییرِ رژیمها را شناسایی میکند.
اپراتور اینها را تعریف میکند:
اهداف، منابع، ریسک، استانداردهایِ عملکرد و معیارهایِ مشارکت.
سپس الگوریتم میتواند اقدامِ مجاز برای آن پیکربندی را تعیین کند.
بنابراین:
بازار همان است؛
شرحِ آن همان است؛
وضعیتِ تحققِ آن همان است؛
اما تصمیماتِ بهرهبرداری ممکن است تفاوت داشته باشند.
شاید بارزترین مرزِ جالبِ اتوماسیونِ معاملات این نباشد که از یک ماشین بخواهیم یک تصمیم واحدِ جهانی «صحیح» بیابد، بلکه جدا کردنِ وضعیتِ بازارِ قابلمشاهده از اهداف و محدودیتهایِ رسمیِ اپراتور و اتوماتیکسازیِ تعاملِ آنها است.
منتخب سردبیر
مشاهده بیشتردستیار هوشمند ارز دیجیتال
ترمینال ترید بایتیکل نرمافزار جامع ترید و سرمایهگذاری در بازار ارز دیجیتال است و امکاناتی مانند دورههای آموزشی ترید و سرمایهگذاری، تریدینگ ویو بدون محدودیت، هوش مصنوعی استراتژی ساز ترید، کلیه دادههای بازارهای مالی شامل دادههای اقتصاد کلان، تحلیل احساسات بازار، تکنیکال و آنچین، اتصال و مدیریت حساب صرافیها و تحلیلهای لحظهای را برای کاربران فراهم میکند.

