پیش از قانون ورود: دوره نگهداری که هزینه خود را جبران میکند
harrell.jordon

مشخصات معامله
قیمت در زمان انتشار:
۸۱,۳۵۲.۰۱
توضیحات
بخش زیادی از کاری که کنار گذاشتم صرف قوانین ورود شد. آزمایشی که میتوانست از این اتلاف جلوگیری کند فقط چند دقیقه زمان میبرد و اصلاً به قوانین ورود نگاه نمیکرد.
بهجای آزمون گذشتهنگر، از یک رابطه سربهسر شروع کنید. اگر با هزینهای ثابت وارد و خارج شوید و حرکتی که قصد شکار آن را دارید طی دوره نگهداری اندازه متوسطی داشته باشد، نرخ موفقیتی که صرفاً برای سربهسر شدن نیاز دارید چنین است:
p* = ۰٫۵ + هزینه / (۲ × میانگین حرکت مطلق طی دوره نگهداری)
پیش از آنکه قانونی وجود داشته باشد، همه اجزای این رابطه قابلاندازهگیری هستند. هزینه، مجموع هزینه رفتوبرگشت معامله شماست. میانگین حرکت مطلق، ویژگی ابزار و افق زمانی است، نه ایده معاملاتی شما.
آنچه اندازهگیری کردم: BTC، ETH و SOL در دو بازار معاملاتی، با دو سال دادههای ساعتی و شش ماه دادههای یکدقیقهای؛ در حالی که استراتژیهای مومنتوم و بازگشت به میانگین بدون بهینهسازی روی پنجرههای غیرهمپوشان آزمایش شدند و برای هر نرخ موفقیت، فاصلههای اطمینان ویلسون محاسبه شد.
دو نتیجه به دست آمد.
نخست، دیوار هزینه. در دوره نگهداری کمتر از چهار ساعت و با هزینه رفتوبرگشت ۶۰ واحد پایه، p* از ۱۰۰ درصد فراتر میرود. این فقط دشوار نیست، بلکه از نظر ریاضی ناممکن است: میانگین حرکت در این افق زمانی از هزینه انجام معامله کمتر است؛ بنابراین هیچ قانون ورودی، هرقدر هم باکیفیت، نمیتواند به نقطه سربهسر برسد. تمام قوانین درونروزی که ماهها روی آنها کار کرده بودم، زیر این خط قرار داشتند.
دوم، تنها اثری که از فیلتر عبور کرد: بازگشت به میانگین در بازه یکساعته، با نرخ موفقیت ۵۱٫۷ درصد در ۱۷٬۰۵۹ پنجره غیرهمپوشان. این اثر واقعی و از نظر آماری بسیار معنادار است و تقریباً ۱٫۱ واحد پایه بهازای هر معامله ارزش دارد. اما در برابر هزینه رفتوبرگشت چهار واحد پایه در معاملات آتی، همچنان سودآور نیست. واقعی بودن و سودآور نبودن با هم تناقضی ندارند؛ این حالت معمول است.
ترتیبی که از این موضوع به دست میآید ساده است و کار میکند. افق زمانی موردنظر برای نگهداری معامله را مشخص کنید. میانگین حرکت مطلق را در همان افق زمانی و روی ابزاری که قصد معامله آن را دارید اندازه بگیرید. p* را با هزینه واقعی خود، نه با هزینه صفر، محاسبه کنید. اگر p* بسیار بالاتر از ۶۰ درصد بود، متوقف شوید؛ زیرا در این صورت به مزیتی نیاز دارید که از هر چیزی در سوابق خودتان یا پژوهشهای منتشرشده بزرگتر است. تنها پس از آن ارزش دارد که قانون ورود بنویسید.
معکوس انجام دادن این ترتیب، همان چیزی است که باعث میشود یک سال صرف تنظیم پارامترها در افقی شود که هیچ پارامتری نمیتوانسته در آن کار کند.
اینها شبیهسازیهای تاریخی هستند، نه نتایج معاملات زنده. هیچیک از مطالب اینجا توصیه سرمایهگذاری نیست.
بهجای آزمون گذشتهنگر، از یک رابطه سربهسر شروع کنید. اگر با هزینهای ثابت وارد و خارج شوید و حرکتی که قصد شکار آن را دارید طی دوره نگهداری اندازه متوسطی داشته باشد، نرخ موفقیتی که صرفاً برای سربهسر شدن نیاز دارید چنین است:
p* = ۰٫۵ + هزینه / (۲ × میانگین حرکت مطلق طی دوره نگهداری)
پیش از آنکه قانونی وجود داشته باشد، همه اجزای این رابطه قابلاندازهگیری هستند. هزینه، مجموع هزینه رفتوبرگشت معامله شماست. میانگین حرکت مطلق، ویژگی ابزار و افق زمانی است، نه ایده معاملاتی شما.
آنچه اندازهگیری کردم: BTC، ETH و SOL در دو بازار معاملاتی، با دو سال دادههای ساعتی و شش ماه دادههای یکدقیقهای؛ در حالی که استراتژیهای مومنتوم و بازگشت به میانگین بدون بهینهسازی روی پنجرههای غیرهمپوشان آزمایش شدند و برای هر نرخ موفقیت، فاصلههای اطمینان ویلسون محاسبه شد.
دو نتیجه به دست آمد.
نخست، دیوار هزینه. در دوره نگهداری کمتر از چهار ساعت و با هزینه رفتوبرگشت ۶۰ واحد پایه، p* از ۱۰۰ درصد فراتر میرود. این فقط دشوار نیست، بلکه از نظر ریاضی ناممکن است: میانگین حرکت در این افق زمانی از هزینه انجام معامله کمتر است؛ بنابراین هیچ قانون ورودی، هرقدر هم باکیفیت، نمیتواند به نقطه سربهسر برسد. تمام قوانین درونروزی که ماهها روی آنها کار کرده بودم، زیر این خط قرار داشتند.
دوم، تنها اثری که از فیلتر عبور کرد: بازگشت به میانگین در بازه یکساعته، با نرخ موفقیت ۵۱٫۷ درصد در ۱۷٬۰۵۹ پنجره غیرهمپوشان. این اثر واقعی و از نظر آماری بسیار معنادار است و تقریباً ۱٫۱ واحد پایه بهازای هر معامله ارزش دارد. اما در برابر هزینه رفتوبرگشت چهار واحد پایه در معاملات آتی، همچنان سودآور نیست. واقعی بودن و سودآور نبودن با هم تناقضی ندارند؛ این حالت معمول است.
ترتیبی که از این موضوع به دست میآید ساده است و کار میکند. افق زمانی موردنظر برای نگهداری معامله را مشخص کنید. میانگین حرکت مطلق را در همان افق زمانی و روی ابزاری که قصد معامله آن را دارید اندازه بگیرید. p* را با هزینه واقعی خود، نه با هزینه صفر، محاسبه کنید. اگر p* بسیار بالاتر از ۶۰ درصد بود، متوقف شوید؛ زیرا در این صورت به مزیتی نیاز دارید که از هر چیزی در سوابق خودتان یا پژوهشهای منتشرشده بزرگتر است. تنها پس از آن ارزش دارد که قانون ورود بنویسید.
معکوس انجام دادن این ترتیب، همان چیزی است که باعث میشود یک سال صرف تنظیم پارامترها در افقی شود که هیچ پارامتری نمیتوانسته در آن کار کند.
اینها شبیهسازیهای تاریخی هستند، نه نتایج معاملات زنده. هیچیک از مطالب اینجا توصیه سرمایهگذاری نیست.
منتخب سردبیر
مشاهده بیشتردستیار هوشمند ارز دیجیتال
ترمینال ترید بایتیکل نرمافزار جامع ترید و سرمایهگذاری در بازار ارز دیجیتال است و امکاناتی مانند دورههای آموزشی ترید و سرمایهگذاری، تریدینگ ویو بدون محدودیت، هوش مصنوعی استراتژی ساز ترید، کلیه دادههای بازارهای مالی شامل دادههای اقتصاد کلان، تحلیل احساسات بازار، تکنیکال و آنچین، اتصال و مدیریت حساب صرافیها و تحلیلهای لحظهای را برای کاربران فراهم میکند.

