حرکتهای بازار و واگرایی بین بازار اسپات و فیوچرز
LonesomeTheBlue

مشخصات معامله
قیمت در زمان انتشار:
۷۷,۷۶۰.۳۱
توضیحات
رابطه بین دارایی اسپات (Spot) و قراردادهای آتی (Futures) میتواند نشان دهد دقیقاً چه کاری از سوی شرکتکنندگان نهادی بازار در هر لحظه انجام میشود. با این حال، پیش از ورود به این بحث، لازم است بفهمیم بازار به طور کلی چگونه کار میکند و کشف قیمت به صورت جداگانه در دارایی پایه و مشتقات چگونه شکل میگیرد.
راستی تفاوت اصلی بین معاملات Spot و Futures چیست؟ معاملات Spot شامل خرید یا فروش دارایی است که مالکیت مستقیم دارایی را به شما میدهد. معاملات Futures شامل معامله قراردادهایی است که شما را ملزم به خرید یا فروش دارایی با قیمت از پیش تعیینشده در تاریخ معین در آینده میکند. این بدان معنا است که شما دارایی پایه را مالک نیستید اما قراردادی برای خرید یا فروش دارایی با قیمت معین امضا میکنید. البته این مقاله برای توضیح همه تفاوتها کافی نیست، اما بهطور مختصر تلاش میکند نشان دهد چگونه برخی حرکات بازار باعث تفاوتها میشود و این دو بازار چگونه با یکدیگر تاثیر میگذارند.
مهم است بدانید که بازارهای Spot و Futures، اگرچه دارای کتابهای سفارش جداگانه هستند، در isolation از هم وجود ندارند. آنها به یکدیگر از طریق الگوریتمهای آربیتراژ، مکانیسمهای تأمین مالی، فرایندهای لیکوییدیشن، دیلت هدِجینگ، و مدیریت ریسک نهادی متصلاند. دقیقاً همهمان این جریانهای نقدینگی است که کشف قیمت بازار مدرن را شکل میدهد.
چگونه حرکت قیمت شکل میگیرد
حرکات بازار نتیجه خرید و فروش شدید در بازار است. هر چه ابزار نقدشوندهتر باشد (شاکلهٔ بازار بالاتر)، برای حرکت قیمت به بالا یا پایین به نقدینگی بیشتری نیاز است. کشف قیمت در ابزارهای با نقدشوندگی بالا عمدتاً توسط بازیکنان نهادی هدایت میشود.
کشف قیمت در خود دارایی پایه نسبتاً ساده است. وقتی یک شرکتکننده نهادی دارایی را میخرد و خریدهای او بازار را در اختیار میگیرد، قیمت به سمت بالا حرکت میکند. اساساً قیمت در حال رشد نشان میدهد که کسی سفارشهای فروش مقابل را میکاهد یا برمیدارد.
بیایید با یک مثال توضیح دهیم. فرض کنید دارایی با قیمت 100 دلار معامله میشود. در لحظهای، دفتر سفارشها با سفارشات زیر پر میشود. در سمت چپ قیمت است و در سمت راست اندازه سفارش به دلار نشان داده میشود.
در این حالت، اگر یک سفارش بازار به ارزش 4,000 دلار اجرا کنیم، تمام سفارشهای فروش resting در 101 و 102 را جذب میکنیم، در حالی که به صورت جزئی سفارشهای فروش در 103 را پر میکنیم. نتیجه این میشود که آخرین قیمت معاملهشدهٔ دارایی در حدود 103 باشد.
پس از آن، سفارشهای جدید به پرکردن فاصله بین 100 و 103 ادامه میدهند.
همچنین ممکن است دیگر سفارشهای بازار قیمت را به سمت 100 برگردانند. با این حال، در چارچوب این مثال، اگر سفارشهای فروش مخالف همچنان جذب شوند، جریان کل تراکنشها به سمت بالا هدایت میشود.
مهم است که درک کنید که سفارشهای بازار نمایانگر نقدینگی تهاجمی هستند. آنها قیمت را با اجرای معاملات در مقابل سفارشهای محدود موجود در دفتر سفارشها حرکت میدهند. سفارشهای محدود به نوبهٔ خود نقدینگی منفعل را نشان میدهند و سطوح بیآپدیت bid و ask را تشکیل میدهند.
وقتی جریان تهاجمی سفارشهای بازار به اندازه کافی قوی میشود، موتور تطبیق عملاً از طریق نواحی با نقدینگی کم جستوجو میکند تا به حرکت قیمت با شدت بیشتری ادامه دهد. این دقیقاً همان چیزی است که موجب شکلگیری حرکتهای impulsive و توازنهای نامتعادل در نمودار میشود.
مکانیک بازار آتی
در بازارهای آتی، دفتر سفارش از نظر ظاهری تقریباً یکسان به نظر میرسد زیرا موتور تطبیق بر مبنای الگوریتمهای مشابه کار میکند. با این حال، یک تفاوت مهم وجود دارد — پشت دفتر آتی، سیستم اهرم، لیکوییدیشنها، نرخهای تامین مالی (funding) و/open interest (باز بودن پوزیشنها) وجود دارد. این موضوع بهطور بنیادی مکانیک حرکت قیمت را تغییر میدهد.
تفاوت اصلی بین آتیهای استاندارد و پرپچرها این است که تاریخ انقضاء دارند: آتیهای استاندارد در یک تاریخ مشخص منقضی میشوند، در حالی که قراردادهای پرپرد برای مدت نامحدود قابلنگهداشتن هستند.
(بدیهی است که پرپردها مشتقهٔ ساختاری هستند و واحد دارایی پایه را فیزیکی تحویل نمیدهند. برای نگهداشتن قیمت قرارداد پرپرد با بازار اسپات، صرافیها از مکانیسم نرخ تامین مالی استفاده میکنند. وقتی پرپردها با قیمت بالاتری نسبت به اسپات معامله میشوند، پوزیشنهای لانگ به تامین مالی پرداخت میکنند تا به سمت کوتاهترها پرداخت شود؛ وقتی پرپردها با قیمتی در زیر قیمت اسپات معامله میشوند، Shorts به لانگها پرداخت میکنند.)
در عین حال، قیمتگذاری آتی به طور کامل به طور مستقل از دارایی پایه شکل نمیگیرد. رابطهای مستقیم بین بازار اسپات و بازار آتی وجود دارد.
اگر قیمت آتی به طور قابل توجهی از ارزش منصفانه نسبت به اسپات منحرف شود، الگوریتمهای آربیتراژ فرکانس بالا (HTF Bots) بهطور همزمان یکی را میخرند و دیگری را میفروشند تا توازن را فشرده سازی کنند.
به همین دلیل بازارهای اسپات و آتی با وجود داشتن دفاتر سفارش جدا، عملاً به عنوان یک سیستم نقدینگی واحد عمل میکنند.
در بازارهای آتی، قیمت میتواند با شدت بیشتری حرکت کند زیرا علاوه بر سفارشهای بازار عادی، بازار همچنین دارای موارد زیر است:
• لیکوییدیشنها
• سفارشهای توقف
• بستن پوزیشنهای اجباری
درود به نکات کلیدی برای معامله در آتی:
Initial Margin: ودیعه لازم برای افتتاح یک قرارداد آتی.
Maintenance Margin: حداقل تعادل لازم برای نگهداری پوزیشن.
Leverage: آتیها از اهرم بالایی استفاده میکنند. اگر معاملهای باخت دهد و دارایی شما کمتر از Maintenance Margin شود، یک Margin Call فعال میشود.
اگر به همان مثال قبلی برگشتیم که دارایی در حدود 100 معامله میشود، علاوه بر دفتر سفارش عادی، خوشههای لیکوییداسیون نیز ظاهر میشود (ستون سوم در شبکه).
Stop-lossها سفارشهای بازار درون دفتر نیستند و در یک سرور شرطی جدا Maintained by the exchange وجود دارند و تنها وقتی به قیمت معینی برسند فعال میشوند.
هنگام فعال شدن، stop-loss به یک سفارش بازار تهاجمی تبدیل میشود که با نقدینگی موجود نزدیکترین سطح را میبلعد.
این دقیقاً همان چیزی است که باعث میشود مناطق حاوی سفارشهای توقف انباشته، منبع حرکتهای سریع قیمت شوند.
اگر در این حالت، با خرید بازار 1,000 دلار از فروش نقدینگی در 101 جذب کنیم، آنگاه قیمت به منطقهای با 5,000 دلار نقدینگی فروش کوتاه نیز میرسد.
از آنجا که لیکوییدیشن پوزیشن شورت بهطور فنی یک خرید اجباری است، صرافی بهطور اضافی سفارشهای بازار خرید را برای بستن پوزیشنهای شورت زیانده ارسال میکند.
در نتیجه:
• در ابتدا بازار با سفارش بازار خرید 1,000 دلاری مواجه میشود
• به محض رسیدن به منطقه لیکوییدیشن، جریان اضافی 5,000 دلاری سفارش خرید بازار فعال میشود
این سفارشها سپس نقدینگی فروش را که بالای سطحها rests پیدا کردهاند را بالا میبرند و میتوانند قیمت را به سمت 102 و 103 هدایت کنند.
مهم است که درک کنید که لیکوییدیشن به خودی خود با مکانیزم جادویی قیمت را هدایت نمیکند. آنها صرفاً به سفارشهای بازار تهاجمی تبدیل میشوند که با نقدینگی موجود در دفتر سفارش اجرا میشوند. این دقیقاً همان چیزی است که باعث میشود cascades لیکوییدیشن بتوانند حرکت قیمت را به شدت تسریع کنند.
نقدینگی Sweep و تجمع پوزیشن
با این حال، سناریو معکوس نیز ممکن است وجود داشته باشد. اگر در حین فعالسازی یک رشته لیکوییدیشن، یک شرکتکننده بزرگ به این جریان خرید بازار با شدت وارد شود، ممکن است از این فشار برای ساختن یک پوزیشن شورت استفاده کند.
یک شرکتکننده بزرگ نمیتواند در شرایط کم بودن نقدینگی مخالف، پوزیشن معنیداری را انباشته کند بدون اینکه دچار لغزش قابل توجهی شود. به همین دلیل اغلب شرکتکنندگان نهادی به ایجاد حرکتهای ایمپالسو به سمت مناطقی از نقدینگی علاقهمند هستند که در آنها:
• سفارشهای توقف
• لیکوییدیشنها
• خریداران و فروشندگان breakout
جریان سفارشهای بازار شدید که از طرف جمعیت میآید، به شرکتکننده بزرگ اجازه میدهد با استفاده از سفارشهای محدود از قبل پوزیشن را جذب کند.
برای وضوح بیشتر، بیایید با مثالی معکوس نگاه کنیم. فرض کنید وضعیت بازار به صورت زیر است:
در این حالت، به جای خرید، ما با فروش بازار در ناحیه 99 مواجه میشویم، که در نتیجه یک بحران لیکوییدیشن طولانی به ارزش 3,000 دلار فعال میشود.
از آنجا که لیکوییدیشن پوزیشن لانگ در واقع یک فروش اجباری است، سفارشهای بازار فروش اضافی وارد بازار میشوند. این سفارشها در مقابل سفارشهای خرید نزدیک resting اجرا میشوند، یعنی نقدینگی resting در 98 و 97 نیز میتواند به طور کامل مصرف شود.
در برخی موارد، پس از یک حرکت شدید در بازار آتی، قیمت به طور قابل توجهی از دارایی اسپات زیرین انحراف میکند.
این امر الگوریتمهای آربیتراژ HFT را فعال میکند که با باز کردن پوزیشنهای مخالف، تلاش میکنند اختلاف قیمت را میان بازارها فشرده کنند.
اگر در آن moment شرکتکنندهای بزرگ پوزیشن تجمعی خود را از طریق جذب نقدینگی مخالف انجام داده باشد، فشار ترکیبی از سفارشهای محدوده نهادی و الگوریتمهای HFT میتواند به بازگشت شدیدی در قیمت منجر شود.
این نوع مکانیزم اغلب باعث شکلگیری شمعهای بلند و Sweepهای نقدینگی میشود.
Divergence Spot vs Futures
در این نقطه شاید از خود بپرسید:
تصور کنید دو کف مشابه در دارایی پایه و قراردادهای آتی شکل گرفته است.
سپس قیمت به سمت کف قرارداد آتی میلغزد، در حالی که دارایی پایه خود هیچ کف جدیدی ایجاد نمیکند.
سپس قیمت حرکت معکوس را نشان میدهد.
وضعیتی مانند این ممکن است نشان دهنده این باشد که یک شرکتکننده بزرگ تمایل به تجمع پوزیشن لانگ دارد.
چرا؟
زیرا این واقعیت که کف در دارایی پایه شکسته نشده است، ممکن است نشان دهد فشار فروش شدید در بازار اسپات برای ادامه کاهش معنیداری کافی نبوده است. بهطور همزمان، بازار آتی کف را بهطور کامل جارو زده است که احتمالاً با یک زخمی از لیکوییدیشنهای طولانی همراه بوده است.
اگر قیمت سپس به سمت پایین به شدت ادامه ندهد و بهجای آن برگشت کند، این ممکن است نشاندهنده این باشد که فروش اجباری ناشی از لیکوییدیشن پوزیشنهای لانگ به وسیله تقاضای مخالف از سوی یک شرکتکننده بزرگ جذب شده است.
به عبارت دیگر:
• جمعیت به دلیل لیکوییدیشنها مجبور به فروش میشود (Liquidity از سمت فروش گرفته میشود)
• در حالی که شرکتکننده بزرگ این جریان فروش را جذب کرده و پوزیشن لانگ میگیرد
چنین شرایطی میتواند به تأیید اضافی برای فرضیه شما در مورد کشف قیمت در زمان حال و رفتار سرمایهگذاران نهادی منجر شود.
Delta Hedging و رفتار Market Maker
همچنین مهم است که تشخیص دهیم Market Makers همیشه فقط بازیگران جهتدار نیستند.
در بسیاری از موارد آنها به عنوان فراهمکنندگان نقدینگی عمل میکنند و برای کاهش ریسک به پوشش ریسک خود میپردازند.
برای مثال، اگر شرکتکنندگان بازار به طور شدید قراردادهای آتی را بخرید، Market Maker ممکن است در نهایت با داشتن پوشش کوتاه قابل ملاحظهای مواجه شود.
برای کاهش ریسک، آنها مجبور به خرید دارایی پایه در بازار اسپات میشوند (Delta Hedging).
این فشار اضافی به سمت بالا بر قیمت را ایجاد کرده و میتواند روند فعلی را تقویت کند.
در نتیجه، یک چرخه بازخوردی خود-تقویتشونده شکل میگیرد:
• رشد در بازار اسپات قیمتها را به سمت بالاتر با از طریق آربیتراژ میکشاند
• قیمتهای آتی در حال افزایش تقاضای سوداگرانه را بالا میبرد
• Market Makers برای پوشش Delta باید دارایی را بخرد
• تقاضای اضافی به سرعت قیمت را افزایش میدهد
این فرایندها میتواند حرکتهای شدید رونددار ایجاد کند تا اینکه سیستم دوباره به یک تعادل جدید نقدینگی برسد.
مهم است که درک کنید هیچ هیچکس به تنهایی بازار را کنترل نمیکند. قیمت از تعامل جریانهای نقدینگی مختلف تشکیل میشود. با این حال، بازیکنان بزرگ به واسطه اندازه سرمایه، اجرای الگوریتمی و مدیریت نقدینگی پیشرفته، میتوانند بر حرکتهای کوتاهمدت قیمت تاثیر قابل توجهی بگذارند.
لذت ببرید!
راستی تفاوت اصلی بین معاملات Spot و Futures چیست؟ معاملات Spot شامل خرید یا فروش دارایی است که مالکیت مستقیم دارایی را به شما میدهد. معاملات Futures شامل معامله قراردادهایی است که شما را ملزم به خرید یا فروش دارایی با قیمت از پیش تعیینشده در تاریخ معین در آینده میکند. این بدان معنا است که شما دارایی پایه را مالک نیستید اما قراردادی برای خرید یا فروش دارایی با قیمت معین امضا میکنید. البته این مقاله برای توضیح همه تفاوتها کافی نیست، اما بهطور مختصر تلاش میکند نشان دهد چگونه برخی حرکات بازار باعث تفاوتها میشود و این دو بازار چگونه با یکدیگر تاثیر میگذارند.
مهم است بدانید که بازارهای Spot و Futures، اگرچه دارای کتابهای سفارش جداگانه هستند، در isolation از هم وجود ندارند. آنها به یکدیگر از طریق الگوریتمهای آربیتراژ، مکانیسمهای تأمین مالی، فرایندهای لیکوییدیشن، دیلت هدِجینگ، و مدیریت ریسک نهادی متصلاند. دقیقاً همهمان این جریانهای نقدینگی است که کشف قیمت بازار مدرن را شکل میدهد.
چگونه حرکت قیمت شکل میگیرد
حرکات بازار نتیجه خرید و فروش شدید در بازار است. هر چه ابزار نقدشوندهتر باشد (شاکلهٔ بازار بالاتر)، برای حرکت قیمت به بالا یا پایین به نقدینگی بیشتری نیاز است. کشف قیمت در ابزارهای با نقدشوندگی بالا عمدتاً توسط بازیکنان نهادی هدایت میشود.
کشف قیمت در خود دارایی پایه نسبتاً ساده است. وقتی یک شرکتکننده نهادی دارایی را میخرد و خریدهای او بازار را در اختیار میگیرد، قیمت به سمت بالا حرکت میکند. اساساً قیمت در حال رشد نشان میدهد که کسی سفارشهای فروش مقابل را میکاهد یا برمیدارد.
بیایید با یک مثال توضیح دهیم. فرض کنید دارایی با قیمت 100 دلار معامله میشود. در لحظهای، دفتر سفارشها با سفارشات زیر پر میشود. در سمت چپ قیمت است و در سمت راست اندازه سفارش به دلار نشان داده میشود.
در این حالت، اگر یک سفارش بازار به ارزش 4,000 دلار اجرا کنیم، تمام سفارشهای فروش resting در 101 و 102 را جذب میکنیم، در حالی که به صورت جزئی سفارشهای فروش در 103 را پر میکنیم. نتیجه این میشود که آخرین قیمت معاملهشدهٔ دارایی در حدود 103 باشد.
پس از آن، سفارشهای جدید به پرکردن فاصله بین 100 و 103 ادامه میدهند.
همچنین ممکن است دیگر سفارشهای بازار قیمت را به سمت 100 برگردانند. با این حال، در چارچوب این مثال، اگر سفارشهای فروش مخالف همچنان جذب شوند، جریان کل تراکنشها به سمت بالا هدایت میشود.
مهم است که درک کنید که سفارشهای بازار نمایانگر نقدینگی تهاجمی هستند. آنها قیمت را با اجرای معاملات در مقابل سفارشهای محدود موجود در دفتر سفارشها حرکت میدهند. سفارشهای محدود به نوبهٔ خود نقدینگی منفعل را نشان میدهند و سطوح بیآپدیت bid و ask را تشکیل میدهند.
وقتی جریان تهاجمی سفارشهای بازار به اندازه کافی قوی میشود، موتور تطبیق عملاً از طریق نواحی با نقدینگی کم جستوجو میکند تا به حرکت قیمت با شدت بیشتری ادامه دهد. این دقیقاً همان چیزی است که موجب شکلگیری حرکتهای impulsive و توازنهای نامتعادل در نمودار میشود.
مکانیک بازار آتی
در بازارهای آتی، دفتر سفارش از نظر ظاهری تقریباً یکسان به نظر میرسد زیرا موتور تطبیق بر مبنای الگوریتمهای مشابه کار میکند. با این حال، یک تفاوت مهم وجود دارد — پشت دفتر آتی، سیستم اهرم، لیکوییدیشنها، نرخهای تامین مالی (funding) و/open interest (باز بودن پوزیشنها) وجود دارد. این موضوع بهطور بنیادی مکانیک حرکت قیمت را تغییر میدهد.
تفاوت اصلی بین آتیهای استاندارد و پرپچرها این است که تاریخ انقضاء دارند: آتیهای استاندارد در یک تاریخ مشخص منقضی میشوند، در حالی که قراردادهای پرپرد برای مدت نامحدود قابلنگهداشتن هستند.
(بدیهی است که پرپردها مشتقهٔ ساختاری هستند و واحد دارایی پایه را فیزیکی تحویل نمیدهند. برای نگهداشتن قیمت قرارداد پرپرد با بازار اسپات، صرافیها از مکانیسم نرخ تامین مالی استفاده میکنند. وقتی پرپردها با قیمت بالاتری نسبت به اسپات معامله میشوند، پوزیشنهای لانگ به تامین مالی پرداخت میکنند تا به سمت کوتاهترها پرداخت شود؛ وقتی پرپردها با قیمتی در زیر قیمت اسپات معامله میشوند، Shorts به لانگها پرداخت میکنند.)
در عین حال، قیمتگذاری آتی به طور کامل به طور مستقل از دارایی پایه شکل نمیگیرد. رابطهای مستقیم بین بازار اسپات و بازار آتی وجود دارد.
اگر قیمت آتی به طور قابل توجهی از ارزش منصفانه نسبت به اسپات منحرف شود، الگوریتمهای آربیتراژ فرکانس بالا (HTF Bots) بهطور همزمان یکی را میخرند و دیگری را میفروشند تا توازن را فشرده سازی کنند.
به همین دلیل بازارهای اسپات و آتی با وجود داشتن دفاتر سفارش جدا، عملاً به عنوان یک سیستم نقدینگی واحد عمل میکنند.
در بازارهای آتی، قیمت میتواند با شدت بیشتری حرکت کند زیرا علاوه بر سفارشهای بازار عادی، بازار همچنین دارای موارد زیر است:
• لیکوییدیشنها
• سفارشهای توقف
• بستن پوزیشنهای اجباری
درود به نکات کلیدی برای معامله در آتی:
Initial Margin: ودیعه لازم برای افتتاح یک قرارداد آتی.
Maintenance Margin: حداقل تعادل لازم برای نگهداری پوزیشن.
Leverage: آتیها از اهرم بالایی استفاده میکنند. اگر معاملهای باخت دهد و دارایی شما کمتر از Maintenance Margin شود، یک Margin Call فعال میشود.
اگر به همان مثال قبلی برگشتیم که دارایی در حدود 100 معامله میشود، علاوه بر دفتر سفارش عادی، خوشههای لیکوییداسیون نیز ظاهر میشود (ستون سوم در شبکه).
Stop-lossها سفارشهای بازار درون دفتر نیستند و در یک سرور شرطی جدا Maintained by the exchange وجود دارند و تنها وقتی به قیمت معینی برسند فعال میشوند.
هنگام فعال شدن، stop-loss به یک سفارش بازار تهاجمی تبدیل میشود که با نقدینگی موجود نزدیکترین سطح را میبلعد.
این دقیقاً همان چیزی است که باعث میشود مناطق حاوی سفارشهای توقف انباشته، منبع حرکتهای سریع قیمت شوند.
اگر در این حالت، با خرید بازار 1,000 دلار از فروش نقدینگی در 101 جذب کنیم، آنگاه قیمت به منطقهای با 5,000 دلار نقدینگی فروش کوتاه نیز میرسد.
از آنجا که لیکوییدیشن پوزیشن شورت بهطور فنی یک خرید اجباری است، صرافی بهطور اضافی سفارشهای بازار خرید را برای بستن پوزیشنهای شورت زیانده ارسال میکند.
در نتیجه:
• در ابتدا بازار با سفارش بازار خرید 1,000 دلاری مواجه میشود
• به محض رسیدن به منطقه لیکوییدیشن، جریان اضافی 5,000 دلاری سفارش خرید بازار فعال میشود
این سفارشها سپس نقدینگی فروش را که بالای سطحها rests پیدا کردهاند را بالا میبرند و میتوانند قیمت را به سمت 102 و 103 هدایت کنند.
مهم است که درک کنید که لیکوییدیشن به خودی خود با مکانیزم جادویی قیمت را هدایت نمیکند. آنها صرفاً به سفارشهای بازار تهاجمی تبدیل میشوند که با نقدینگی موجود در دفتر سفارش اجرا میشوند. این دقیقاً همان چیزی است که باعث میشود cascades لیکوییدیشن بتوانند حرکت قیمت را به شدت تسریع کنند.
نقدینگی Sweep و تجمع پوزیشن
با این حال، سناریو معکوس نیز ممکن است وجود داشته باشد. اگر در حین فعالسازی یک رشته لیکوییدیشن، یک شرکتکننده بزرگ به این جریان خرید بازار با شدت وارد شود، ممکن است از این فشار برای ساختن یک پوزیشن شورت استفاده کند.
یک شرکتکننده بزرگ نمیتواند در شرایط کم بودن نقدینگی مخالف، پوزیشن معنیداری را انباشته کند بدون اینکه دچار لغزش قابل توجهی شود. به همین دلیل اغلب شرکتکنندگان نهادی به ایجاد حرکتهای ایمپالسو به سمت مناطقی از نقدینگی علاقهمند هستند که در آنها:
• سفارشهای توقف
• لیکوییدیشنها
• خریداران و فروشندگان breakout
جریان سفارشهای بازار شدید که از طرف جمعیت میآید، به شرکتکننده بزرگ اجازه میدهد با استفاده از سفارشهای محدود از قبل پوزیشن را جذب کند.
برای وضوح بیشتر، بیایید با مثالی معکوس نگاه کنیم. فرض کنید وضعیت بازار به صورت زیر است:
در این حالت، به جای خرید، ما با فروش بازار در ناحیه 99 مواجه میشویم، که در نتیجه یک بحران لیکوییدیشن طولانی به ارزش 3,000 دلار فعال میشود.
از آنجا که لیکوییدیشن پوزیشن لانگ در واقع یک فروش اجباری است، سفارشهای بازار فروش اضافی وارد بازار میشوند. این سفارشها در مقابل سفارشهای خرید نزدیک resting اجرا میشوند، یعنی نقدینگی resting در 98 و 97 نیز میتواند به طور کامل مصرف شود.
در برخی موارد، پس از یک حرکت شدید در بازار آتی، قیمت به طور قابل توجهی از دارایی اسپات زیرین انحراف میکند.
این امر الگوریتمهای آربیتراژ HFT را فعال میکند که با باز کردن پوزیشنهای مخالف، تلاش میکنند اختلاف قیمت را میان بازارها فشرده کنند.
اگر در آن moment شرکتکنندهای بزرگ پوزیشن تجمعی خود را از طریق جذب نقدینگی مخالف انجام داده باشد، فشار ترکیبی از سفارشهای محدوده نهادی و الگوریتمهای HFT میتواند به بازگشت شدیدی در قیمت منجر شود.
این نوع مکانیزم اغلب باعث شکلگیری شمعهای بلند و Sweepهای نقدینگی میشود.
Divergence Spot vs Futures
در این نقطه شاید از خود بپرسید:
تصور کنید دو کف مشابه در دارایی پایه و قراردادهای آتی شکل گرفته است.
سپس قیمت به سمت کف قرارداد آتی میلغزد، در حالی که دارایی پایه خود هیچ کف جدیدی ایجاد نمیکند.
سپس قیمت حرکت معکوس را نشان میدهد.
وضعیتی مانند این ممکن است نشان دهنده این باشد که یک شرکتکننده بزرگ تمایل به تجمع پوزیشن لانگ دارد.
چرا؟
زیرا این واقعیت که کف در دارایی پایه شکسته نشده است، ممکن است نشان دهد فشار فروش شدید در بازار اسپات برای ادامه کاهش معنیداری کافی نبوده است. بهطور همزمان، بازار آتی کف را بهطور کامل جارو زده است که احتمالاً با یک زخمی از لیکوییدیشنهای طولانی همراه بوده است.
اگر قیمت سپس به سمت پایین به شدت ادامه ندهد و بهجای آن برگشت کند، این ممکن است نشاندهنده این باشد که فروش اجباری ناشی از لیکوییدیشن پوزیشنهای لانگ به وسیله تقاضای مخالف از سوی یک شرکتکننده بزرگ جذب شده است.
به عبارت دیگر:
• جمعیت به دلیل لیکوییدیشنها مجبور به فروش میشود (Liquidity از سمت فروش گرفته میشود)
• در حالی که شرکتکننده بزرگ این جریان فروش را جذب کرده و پوزیشن لانگ میگیرد
چنین شرایطی میتواند به تأیید اضافی برای فرضیه شما در مورد کشف قیمت در زمان حال و رفتار سرمایهگذاران نهادی منجر شود.
Delta Hedging و رفتار Market Maker
همچنین مهم است که تشخیص دهیم Market Makers همیشه فقط بازیگران جهتدار نیستند.
در بسیاری از موارد آنها به عنوان فراهمکنندگان نقدینگی عمل میکنند و برای کاهش ریسک به پوشش ریسک خود میپردازند.
برای مثال، اگر شرکتکنندگان بازار به طور شدید قراردادهای آتی را بخرید، Market Maker ممکن است در نهایت با داشتن پوشش کوتاه قابل ملاحظهای مواجه شود.
برای کاهش ریسک، آنها مجبور به خرید دارایی پایه در بازار اسپات میشوند (Delta Hedging).
این فشار اضافی به سمت بالا بر قیمت را ایجاد کرده و میتواند روند فعلی را تقویت کند.
در نتیجه، یک چرخه بازخوردی خود-تقویتشونده شکل میگیرد:
• رشد در بازار اسپات قیمتها را به سمت بالاتر با از طریق آربیتراژ میکشاند
• قیمتهای آتی در حال افزایش تقاضای سوداگرانه را بالا میبرد
• Market Makers برای پوشش Delta باید دارایی را بخرد
• تقاضای اضافی به سرعت قیمت را افزایش میدهد
این فرایندها میتواند حرکتهای شدید رونددار ایجاد کند تا اینکه سیستم دوباره به یک تعادل جدید نقدینگی برسد.
مهم است که درک کنید هیچ هیچکس به تنهایی بازار را کنترل نمیکند. قیمت از تعامل جریانهای نقدینگی مختلف تشکیل میشود. با این حال، بازیکنان بزرگ به واسطه اندازه سرمایه، اجرای الگوریتمی و مدیریت نقدینگی پیشرفته، میتوانند بر حرکتهای کوتاهمدت قیمت تاثیر قابل توجهی بگذارند.
لذت ببرید!
منتخب سردبیر
مشاهده بیشتردستیار هوشمند ارز دیجیتال
ترمینال ترید بایتیکل نرمافزار جامع ترید و سرمایهگذاری در بازار ارز دیجیتال است و امکاناتی مانند دورههای آموزشی ترید و سرمایهگذاری، تریدینگ ویو بدون محدودیت، هوش مصنوعی استراتژی ساز ترید، کلیه دادههای بازارهای مالی شامل دادههای اقتصاد کلان، تحلیل احساسات بازار، تکنیکال و آنچین، اتصال و مدیریت حساب صرافیها و تحلیلهای لحظهای را برای کاربران فراهم میکند.

