برنامهریزی قیمت ورود - راز سودآوری در معاملهگری
DomicChaina

مشخصات معامله
قیمت در زمان انتشار:
۸۱,۳۳۰.۰۵
توضیحات
یک معامله خوب صرفاً بهدلیل نقطه ورود میتواند به معاملهای بد تبدیل شود. مشکل اینجاست که جهت حرکت بهتنهایی یک معامله خوب نمیسازد؛ قیمت ورود نیز اهمیت دارد.
۱. یک ایده یکسان میتواند به دو معامله کاملاً متفاوت منجر شود
فرض کنید برنامه معاملاتی شما برای BTC ورود ایدهآل را حوالی ۷۶٬۷۲۶ دلار تعیین کرده، اما قیمت ناگهان شروع به حرکت میکند و شما در محدوده ۷۷٬۲۳۶ دلار آن را تعقیب میکنید.
جهت بازار تغییر نکرده است. ممکن است تحلیل شما همچنان درست باشد، اما معاملهتان تغییر کرده است.
اکنون قیمت بالاتری پرداخت میکنید، حد ضرر شما ممکن است به فضای بیشتری نیاز داشته باشد و فاصله تا هدف نیز کمتر شده است. به بیان دیگر، پیش از آنکه معامله حتی آغاز شود، نسبت ریسک به بازده بدتر شده است.
به همین دلیل ترجیح میدهم پیش از وقوع حرکت، نقطه ورود را مشخص کنم.
۲. پیش از آنکه احساسات وارد شوند، قیمت را برنامهریزی کنید
پیش از ورود، میخواهم سه سطح کاملاً مشخص باشند:
ورود: این موقعیت دقیقاً در کجا جذاب میشود؟
ابطال: در کجا مشخص میشود که این ایده کاملاً اشتباه است؟
هدف: منطقیترین محدوده بعدی برای شناسایی سود کجاست؟
وقتی این سطوح مشخص شدند، دیگر لازم نیست هنگام حرکت یک کندل سبز بزرگ تصمیمگیری کنم.
برای مثال:
ورود برنامهریزیشده ← ۷۶٬۷۰۰
حد ضرر ← ۷۵٬۹۰۰
هدف ← ۷۹٬۵۰۰
اکنون میتوان معامله را پیش از اجرا ارزیابی کرد. اگر قیمت بدون فراهم کردن نقطه ورود حرکت کند، بهسادگی معامله را از دست میدهم.
از دست دادن یک معامله معمولاً کمهزینهتر از تعقیب آن است.
۳. قیمت بهتر چیزی فراتر از سود را بهبود میدهد
ورود برنامهریزیشده میتواند از چند جهت معامله را بهبود دهد. ممکن است حد ضرر منطقی و فشردهتری داشته باشید، نسبت ریسک به بازده بهتر شود و پس از ورود، فشار روانی کمتری تجربه کنید.
به همین دلیل معاملهگران باتجربه اغلب بهجای خرید پس از یک کندل انفجاری، منتظر موارد زیر میمانند:
پولبکها، بازآزماییها، واکنشهای حمایتی یا محدودههای ورود با سفارش محدود
هدف، پیدا کردن پایینترین قیمت ممکن نیست؛ هدف ورود در نقطهای است که ریسک و بازده بالقوه در کنار هم منطقی باشند.
۴. چه زمانی از تعقیب قیمت خودداری میکنم
اگر قیمت از محدوده برنامهریزیشده من فاصله زیادی گرفته باشد، یک سؤال از خودم میپرسم:
«اگر حرکت قبلی را ندیده بودم، باز هم این معامله را انجام میدادم؟»
اگر پاسخ منفی باشد، از آن صرفنظر میکنم.
همیشه یک شکست دیگر در BTC، یک پولبک دیگر در طلا و یک موقعیت معاملاتی دیگر در بازار فارکس وجود خواهد داشت.
معاملهگری خوب به معنای مشارکت در هر حرکت نیست؛ بلکه یعنی زمانی وارد شوید که قیمت، در برابر ریسکی که میپذیرید، بهاندازه کافی مناسب باشد.
قانون ساده
فرایند اجرای من این است:
برنامهریزی ورود ← تعیین حد ضرر ← بررسی ریسک به بازده ← اجرا ← عدم تعقیب قیمت
گاهی سفارش محدود هرگز اجرا نمیشود. این طبیعی است.
هدف از برنامهریزی ورود، تضمین انجام معامله نیست؛ بلکه جلوگیری از این است که ترس از دست دادن فرصت، یک تحلیل خوب را به اجرای ضعیف تبدیل کند.
یک ایده سودآور همچنان به قیمت ورود مناسب نیاز دارد.
۱. یک ایده یکسان میتواند به دو معامله کاملاً متفاوت منجر شود
فرض کنید برنامه معاملاتی شما برای BTC ورود ایدهآل را حوالی ۷۶٬۷۲۶ دلار تعیین کرده، اما قیمت ناگهان شروع به حرکت میکند و شما در محدوده ۷۷٬۲۳۶ دلار آن را تعقیب میکنید.
جهت بازار تغییر نکرده است. ممکن است تحلیل شما همچنان درست باشد، اما معاملهتان تغییر کرده است.
اکنون قیمت بالاتری پرداخت میکنید، حد ضرر شما ممکن است به فضای بیشتری نیاز داشته باشد و فاصله تا هدف نیز کمتر شده است. به بیان دیگر، پیش از آنکه معامله حتی آغاز شود، نسبت ریسک به بازده بدتر شده است.
به همین دلیل ترجیح میدهم پیش از وقوع حرکت، نقطه ورود را مشخص کنم.
۲. پیش از آنکه احساسات وارد شوند، قیمت را برنامهریزی کنید
پیش از ورود، میخواهم سه سطح کاملاً مشخص باشند:
ورود: این موقعیت دقیقاً در کجا جذاب میشود؟
ابطال: در کجا مشخص میشود که این ایده کاملاً اشتباه است؟
هدف: منطقیترین محدوده بعدی برای شناسایی سود کجاست؟
وقتی این سطوح مشخص شدند، دیگر لازم نیست هنگام حرکت یک کندل سبز بزرگ تصمیمگیری کنم.
برای مثال:
ورود برنامهریزیشده ← ۷۶٬۷۰۰
حد ضرر ← ۷۵٬۹۰۰
هدف ← ۷۹٬۵۰۰
اکنون میتوان معامله را پیش از اجرا ارزیابی کرد. اگر قیمت بدون فراهم کردن نقطه ورود حرکت کند، بهسادگی معامله را از دست میدهم.
از دست دادن یک معامله معمولاً کمهزینهتر از تعقیب آن است.
۳. قیمت بهتر چیزی فراتر از سود را بهبود میدهد
ورود برنامهریزیشده میتواند از چند جهت معامله را بهبود دهد. ممکن است حد ضرر منطقی و فشردهتری داشته باشید، نسبت ریسک به بازده بهتر شود و پس از ورود، فشار روانی کمتری تجربه کنید.
به همین دلیل معاملهگران باتجربه اغلب بهجای خرید پس از یک کندل انفجاری، منتظر موارد زیر میمانند:
پولبکها، بازآزماییها، واکنشهای حمایتی یا محدودههای ورود با سفارش محدود
هدف، پیدا کردن پایینترین قیمت ممکن نیست؛ هدف ورود در نقطهای است که ریسک و بازده بالقوه در کنار هم منطقی باشند.
۴. چه زمانی از تعقیب قیمت خودداری میکنم
اگر قیمت از محدوده برنامهریزیشده من فاصله زیادی گرفته باشد، یک سؤال از خودم میپرسم:
«اگر حرکت قبلی را ندیده بودم، باز هم این معامله را انجام میدادم؟»
اگر پاسخ منفی باشد، از آن صرفنظر میکنم.
همیشه یک شکست دیگر در BTC، یک پولبک دیگر در طلا و یک موقعیت معاملاتی دیگر در بازار فارکس وجود خواهد داشت.
معاملهگری خوب به معنای مشارکت در هر حرکت نیست؛ بلکه یعنی زمانی وارد شوید که قیمت، در برابر ریسکی که میپذیرید، بهاندازه کافی مناسب باشد.
قانون ساده
فرایند اجرای من این است:
برنامهریزی ورود ← تعیین حد ضرر ← بررسی ریسک به بازده ← اجرا ← عدم تعقیب قیمت
گاهی سفارش محدود هرگز اجرا نمیشود. این طبیعی است.
هدف از برنامهریزی ورود، تضمین انجام معامله نیست؛ بلکه جلوگیری از این است که ترس از دست دادن فرصت، یک تحلیل خوب را به اجرای ضعیف تبدیل کند.
یک ایده سودآور همچنان به قیمت ورود مناسب نیاز دارد.
منتخب سردبیر
مشاهده بیشتردستیار هوشمند ارز دیجیتال
ترمینال ترید بایتیکل نرمافزار جامع ترید و سرمایهگذاری در بازار ارز دیجیتال است و امکاناتی مانند دورههای آموزشی ترید و سرمایهگذاری، تریدینگ ویو بدون محدودیت، هوش مصنوعی استراتژی ساز ترید، کلیه دادههای بازارهای مالی شامل دادههای اقتصاد کلان، تحلیل احساسات بازار، تکنیکال و آنچین، اتصال و مدیریت حساب صرافیها و تحلیلهای لحظهای را برای کاربران فراهم میکند.

