Filtering FVGs Without Curve-Fitting [EmpArchitect]
EmpArchitect

مشخصات معامله
قیمت در زمان انتشار:
۶۲,۳۷۲
توضیحات
FVG Notes 5/5
راه سادهای که FVGها را قدرتمند نشان میدهد این است که فقط نمونههایی را مطالعه کنید که واقعاً جواب دادهاند.
این هم سادهترین راه برای فریب خودتان است.
وقتی قیمت قبلاً واکنش نشان داده است، هر گپی واضح به نظر میرسد. مکان آن تمیزتر به نظر میرسد. جابهجایی (displacement) معنادارتر به نظر میرسد. بازگشت به عقب به نظر کنترلشدهتر میآید. پاسخ نیز سادهتر برای توضیح به نظر میرسد.
اما این نتیجهگرایی به آن موقعیت مربوط است.
یک فیلتر مفید باید قبل از اینکه نتیجه مشخص شود کار کند.
نکته این است که یافتن FVG پس از واکنش قیمت نیست. نکته این است که در زمان واقعی تصمیم بگیرید که آیا بینظمی کافی است تا به آن توجه شود یا خیر.
برای من، فیلتر کردن با شکلگیری آغاز میشود.
FVG در کجا شکل گرفت؟ آیا در نزدیکی نقدینگی معنیدار، یک چرخش آشکار، یا لبه ساختار ظاهر شد؟ یا در وسط رفتار قیمتی نامشخص که هیچ تصمیم مهمی گرفته نمیشد؟
مکان مهم است زیرا گاپ در جای اشتباه معمولاً فقط نویز است.
فیلتر دوم جابجایی است.
یک FVG باید ثبت حرکت قیمت با شدت باشد. اگر حرکتی که آن را ایجاد کرد ضعیف، دارای همپوشانی، یا بهشدت تفاوت نکردن با شمعهای اطراف بود، این بینظمی خیلی توضیحدهنده نیست.
یک شمع قوی کافی نیست. من میخواهم ببینم آیا حرکت ایجاد فاصله از رفتار قیمت قبلی کرده است.
فیلتر سوم زمینه نقدینگی است.
چه اتفاقی قبل از شکلگیری بینظمی افتاده؟
آیا قیمتی بالا یا پایین قبلاً پاک شد؟ آیا یکی از طرفهای بازار مجبور به واکنش شد؟ آیا حرکت پس از برداشت یک منطقه واضح علاقه آغاز شد؟
همه FVGهای مفید به یک سرمایهگذاری بینقص نیاز ندارند، اما باید به توالی با معنایی تعلق داشته باشند.
فیلتر چهارم تغییر ساختار است.
آیا ناهموار شدن واقعاً وضعیت چارت را تغییر داد، یا در همان دامنه نامشخص شکل گرفت؟
اگر گپ به تغییر ساختار کمک نکرده باشد، ممکن است تنها بینظمی کوچکی در داخل نویز موجود باشد.
فیلتر پنجم پاکیزگی است.
بعضی FVGها در حرکت جهتدار تمیز شکل میگیرند. برخی دیگر داخل شمعهای پرابهام، فنجانهای تکراری و همپوشانیهای نامرتب ظاهر میشوند.
هر چه گپها در یک ناحیه بیشتر باشند، هر یک کمتر انتخابی میشود.
یک چارت پُر از جعبهها نقشه بهتری نیست. معمولاً کمکاربردتر است.
بعد از شکلگیری، فیلتر بعدی حالت است.
آیا قیمت به گپ بازگشته است؟ آیا دستنخورده است، تا حدی پر شده است، کامل پر شده است یا هنوز پاسخی قابلخواندن ارائه میدهد؟
وضعیت FVG با تعامل تغییر میکند. برخوردن با هر گپ به عنوان یک گپ تازه دائمی، یکی از سریعترین راهها برای فریب دادن چارت است.
گپی که چندین بار عبور شده است نباید با گپی که هرگز دوباره دیده نشده است برابر در نظر گرفته شود.
فیلتر نهایی رفتار است.
وقتی قیمت به این ناحیه میرسد، آیا تعامل قابل خواندن میماند؟ آیا قیمت تردید میکند، رد میکند، از طریق آن میپذیرد یا در داخل آن جابهجا میشود تا بینظمی اولیه وضوح خود را از دست بدهد؟
این سیگنال ایجاد نمیکند.
این نقشه را بهروز میکند.
این تفاوت بین فیلتر و curve-fitting است.
curve-fitting از نتیجه آغاز میشود و سپس توضیح میدهد که چرا FVG اهمیت داشت.
Filtering از قبل از نتیجه آغاز میشود و میپرسد آیا گپ شایسته توجه است.
curve-fitting-boxهای قدیمی را نگه میدارد زیرا زمانی مفید به نظر میرسیدند.
Filtering boxها را زمانی که وضعیت آنها تغییر میکند حذف میکند.
curve-fitting هر واکنش را پس از رویداد واضح نشان میدهد.
Filtering میپذیرد که اکثر گپها باید نادیده گرفته شوند.
این تمام هدف این سری است.
یک FVG منطقه جادویی نیست. نیست پشتیبانی یا مقاومت خودکار. و خود به خود تایید کننده نیست.
این یک ثبت از بیتعادنی است.
برخی از این ثبتها به توضیح ساختار فعلی کمک میکنند. اکثر آنها چنین نمیکنند.
فرآیند روشن تنها با حذف گپهایی که اکنون به خواندن کمک نمیکنند، کارآمد میشود.
فیلتر کردن FVGها بدون curve-fitting یعنی ارزیابی گپ با توجه به شکلگیری، وضعیت و رفتار — قبل از اینکه نتیجه را فرض کنیم.
راه سادهای که FVGها را قدرتمند نشان میدهد این است که فقط نمونههایی را مطالعه کنید که واقعاً جواب دادهاند.
این هم سادهترین راه برای فریب خودتان است.
وقتی قیمت قبلاً واکنش نشان داده است، هر گپی واضح به نظر میرسد. مکان آن تمیزتر به نظر میرسد. جابهجایی (displacement) معنادارتر به نظر میرسد. بازگشت به عقب به نظر کنترلشدهتر میآید. پاسخ نیز سادهتر برای توضیح به نظر میرسد.
اما این نتیجهگرایی به آن موقعیت مربوط است.
یک فیلتر مفید باید قبل از اینکه نتیجه مشخص شود کار کند.
نکته این است که یافتن FVG پس از واکنش قیمت نیست. نکته این است که در زمان واقعی تصمیم بگیرید که آیا بینظمی کافی است تا به آن توجه شود یا خیر.
برای من، فیلتر کردن با شکلگیری آغاز میشود.
FVG در کجا شکل گرفت؟ آیا در نزدیکی نقدینگی معنیدار، یک چرخش آشکار، یا لبه ساختار ظاهر شد؟ یا در وسط رفتار قیمتی نامشخص که هیچ تصمیم مهمی گرفته نمیشد؟
مکان مهم است زیرا گاپ در جای اشتباه معمولاً فقط نویز است.
فیلتر دوم جابجایی است.
یک FVG باید ثبت حرکت قیمت با شدت باشد. اگر حرکتی که آن را ایجاد کرد ضعیف، دارای همپوشانی، یا بهشدت تفاوت نکردن با شمعهای اطراف بود، این بینظمی خیلی توضیحدهنده نیست.
یک شمع قوی کافی نیست. من میخواهم ببینم آیا حرکت ایجاد فاصله از رفتار قیمت قبلی کرده است.
فیلتر سوم زمینه نقدینگی است.
چه اتفاقی قبل از شکلگیری بینظمی افتاده؟
آیا قیمتی بالا یا پایین قبلاً پاک شد؟ آیا یکی از طرفهای بازار مجبور به واکنش شد؟ آیا حرکت پس از برداشت یک منطقه واضح علاقه آغاز شد؟
همه FVGهای مفید به یک سرمایهگذاری بینقص نیاز ندارند، اما باید به توالی با معنایی تعلق داشته باشند.
فیلتر چهارم تغییر ساختار است.
آیا ناهموار شدن واقعاً وضعیت چارت را تغییر داد، یا در همان دامنه نامشخص شکل گرفت؟
اگر گپ به تغییر ساختار کمک نکرده باشد، ممکن است تنها بینظمی کوچکی در داخل نویز موجود باشد.
فیلتر پنجم پاکیزگی است.
بعضی FVGها در حرکت جهتدار تمیز شکل میگیرند. برخی دیگر داخل شمعهای پرابهام، فنجانهای تکراری و همپوشانیهای نامرتب ظاهر میشوند.
هر چه گپها در یک ناحیه بیشتر باشند، هر یک کمتر انتخابی میشود.
یک چارت پُر از جعبهها نقشه بهتری نیست. معمولاً کمکاربردتر است.
بعد از شکلگیری، فیلتر بعدی حالت است.
آیا قیمت به گپ بازگشته است؟ آیا دستنخورده است، تا حدی پر شده است، کامل پر شده است یا هنوز پاسخی قابلخواندن ارائه میدهد؟
وضعیت FVG با تعامل تغییر میکند. برخوردن با هر گپ به عنوان یک گپ تازه دائمی، یکی از سریعترین راهها برای فریب دادن چارت است.
گپی که چندین بار عبور شده است نباید با گپی که هرگز دوباره دیده نشده است برابر در نظر گرفته شود.
فیلتر نهایی رفتار است.
وقتی قیمت به این ناحیه میرسد، آیا تعامل قابل خواندن میماند؟ آیا قیمت تردید میکند، رد میکند، از طریق آن میپذیرد یا در داخل آن جابهجا میشود تا بینظمی اولیه وضوح خود را از دست بدهد؟
این سیگنال ایجاد نمیکند.
این نقشه را بهروز میکند.
این تفاوت بین فیلتر و curve-fitting است.
curve-fitting از نتیجه آغاز میشود و سپس توضیح میدهد که چرا FVG اهمیت داشت.
Filtering از قبل از نتیجه آغاز میشود و میپرسد آیا گپ شایسته توجه است.
curve-fitting-boxهای قدیمی را نگه میدارد زیرا زمانی مفید به نظر میرسیدند.
Filtering boxها را زمانی که وضعیت آنها تغییر میکند حذف میکند.
curve-fitting هر واکنش را پس از رویداد واضح نشان میدهد.
Filtering میپذیرد که اکثر گپها باید نادیده گرفته شوند.
این تمام هدف این سری است.
یک FVG منطقه جادویی نیست. نیست پشتیبانی یا مقاومت خودکار. و خود به خود تایید کننده نیست.
این یک ثبت از بیتعادنی است.
برخی از این ثبتها به توضیح ساختار فعلی کمک میکنند. اکثر آنها چنین نمیکنند.
فرآیند روشن تنها با حذف گپهایی که اکنون به خواندن کمک نمیکنند، کارآمد میشود.
فیلتر کردن FVGها بدون curve-fitting یعنی ارزیابی گپ با توجه به شکلگیری، وضعیت و رفتار — قبل از اینکه نتیجه را فرض کنیم.
منتخب سردبیر
مشاهده بیشتردستیار هوشمند ارز دیجیتال
ترمینال ترید بایتیکل نرمافزار جامع ترید و سرمایهگذاری در بازار ارز دیجیتال است و امکاناتی مانند دورههای آموزشی ترید و سرمایهگذاری، تریدینگ ویو بدون محدودیت، هوش مصنوعی استراتژی ساز ترید، کلیه دادههای بازارهای مالی شامل دادههای اقتصاد کلان، تحلیل احساسات بازار، تکنیکال و آنچین، اتصال و مدیریت حساب صرافیها و تحلیلهای لحظهای را برای کاربران فراهم میکند.

