وقتی نرخ برد ۴۰ درصد بر نرخ برد ۶۰ درصد غلبه میکند
SwallowAcademy

مشخصات معامله
قیمت در زمان انتشار:
۷۷,۰۵۲.۰۱
توضیحات
بیشتر اوقات درست بودن به معنای پول بیشتر درآوردن نیست. رشد حساب از امید ریاضی معاملات ناشی میشود، نه از غرور.
🔵 نرخ برد میتواند گمراهکننده باشد
نرخ برد بالا حس خوبی ایجاد میکند، چون باعث میشود معاملهگر احساس کند درست عمل کرده است. شش برد از ده معامله بهتر از چهار برد از ده معامله به نظر میرسد؛ بنابراین بیشتر تازهکارها عددی را دنبال میکنند که از غرورشان محافظت میکند.
اما نرخ برد بهتنهایی فقط نیمی از ماجرا را نشان میدهد. اگر سودهای شما کوچک باشند و زیانها هماندازه یا بزرگتر باشند، درست بودنِ بیشتر همچنان ممکن است نتواند حساب را بهدرستی رشد دهد. به همین دلیل معاملهگران باید دست از پرسیدنِ صرفِ این سؤال بردارند: «چند وقت یکبار برنده میشوم؟» سؤال بهتر این است: «وقتی برنده میشوم چه اتفاقی میافتد، در مقایسه با زمانی که ضرر میکنم؟»
🔵 مثال نسبت ۳:۱
ده معامله را در نظر بگیرید که در هرکدام ۱۰۰ دلار ریسک میکنید. در یک برنامه ریسک به بازده ۳:۱، هر برد ۳۰۰ دلار سود ایجاد میکند و هر باخت ۱۰۰ دلار زیان دارد. اگر فقط در چهار معامله برنده شوید و در شش معامله ببازید، نتیجه همچنان قدرتمند است: چهار برد ۱۲۰۰ دلار سود ایجاد میکنند، شش باخت ۶۰۰ دلار زیان دارند و نتیجه خالص برابر با ۶۰۰+ دلار خواهد بود.
اکنون آن را با برنامه ۱:۱ مقایسه کنید. همچنان ۱۰۰ دلار ریسک میکنید، اما هر برد فقط ۱۰۰ دلار سود دارد. حتی اگر در شش معامله از ده معامله برنده شوید، حاصل محاسبات کمتر است: شش برد ۶۰۰ دلار سود ایجاد میکنند، چهار باخت ۴۰۰ دلار زیان دارند و نتیجه خالص برابر با ۲۰۰+ دلار خواهد بود.
تمام نکته همین است. معاملهگری که نرخ برد پایینتری داشت، سه برابر بیشتر سود کرد؛ زیرا میانگین سود او بسیار بزرگتر از میانگین زیانش بود.
🔵 امید ریاضی، امتیاز واقعی است
امید ریاضی عددی است که نرخ برد را به میانگین سود و میانگین زیان مرتبط میکند. به زبان ساده، این معیار میپرسد اگر یک نوع موقعیت معاملاتی را بارها تکرار کنید، ارزش متوسط هر معامله چقدر خواهد بود.
فرمول ساده آن چنین است: نرخ برد ضربدر میانگین سود، منهای نرخ باخت ضربدر میانگین زیان. در مثال ۳:۱، معاملهگر لازم نیست بیشتر اوقات درست پیشبینی کند، زیرا سودها بهاندازهای بزرگ هستند که معاملات زیانده را پوشش دهند و همچنان سود باقی بگذارند. بسیاری از معاملهگران از این بخش اجتناب میکنند، چون بهاندازه اعلام یک نقطه ورود بینقص هیجانانگیز نیست. اما این موضوع بسیار کاربردیتر است. اگر بازدهی بهاندازه کافی قوی باشد، معاملهگر میتواند معاملات زیانده بیشتری نسبت به معاملات سودده داشته باشد و همچنان از یک سیستم سودآور برخوردار باشد.
🔵 درست بودن میتواند به یک تله تبدیل شود
بیشتر معاملهگران نرخ برد بالا میخواهند، چون باختن حس ناخوشایندی دارد. هیچکس دوست ندارد اشتباه کند. مشکل اینجاست که تلاش برای درست بودنِ بیش از حد میتواند معاملهگران را به سمت عادتهای بد سوق دهد.
آنها خیلی زود سود میگیرند، چون میخواهند یک برد دیگر را قطعی کنند. از تعیین اهداف بزرگتر اجتناب میکنند، چون نمیخواهند قیمت برگردد. معاملات ظاهراً ساده با سودهای کوچک را انتخاب میکنند، چون در آن لحظه امنتر به نظر میرسند. این کار میتواند نرخ بردی مرتب و جذاب، اما منحنی رشد ضعیفی برای حساب ایجاد کند. معاملهگر اغلب برنده میشود، اما بردها کارایی لازم را ندارند.
🔵 معامله باید بهاندازه کافی بازده داشته باشد
لازم نیست هر معاملهای نسبت ۳:۱ داشته باشد. برخی سیستمها متفاوت عمل میکنند و بعضی شرایط بازار چنین فضای حرکتیای فراهم نمیکنند. بااینحال، هر معامله باید در برابر ریسکی که پذیرفته میشود، بازده کافی داشته باشد. معاملهگر پیش از ورود باید ریسک، هدف و ارزشمند بودن بازده نسبت به موقعیت معاملاتی را بداند. اگر هدف بیش از حد نزدیک یا حد ضرر خیلی گسترده باشد، معامله ممکن است فقط با نرخ برد بسیار بالا منطقی شود.
موقعیت معاملاتی خوب با بازده نامناسب، معامله خوبی نیست. ممکن است گاهی برنده شود، اما محاسبات از همان ابتدا علیه آن عمل میکنند.
🔵 جمعبندی نهایی
برنامه ریسک به بازده ۳:۱ با نرخ برد ۴۰ درصد، از برنامه ۱:۱ با نرخ برد ۶۰ درصد بهتر عمل میکند، چون وقتی معامله موفق میشود، حساب بازده بیشتری دریافت میکند. نرخ برد از غرور محافظت میکند؛ امید ریاضی از حساب محافظت میکند.
درست بودن حس خوبی دارد؛ سودآور بودن بهتر است.
آکادمی سواالو
🔵 نرخ برد میتواند گمراهکننده باشد
نرخ برد بالا حس خوبی ایجاد میکند، چون باعث میشود معاملهگر احساس کند درست عمل کرده است. شش برد از ده معامله بهتر از چهار برد از ده معامله به نظر میرسد؛ بنابراین بیشتر تازهکارها عددی را دنبال میکنند که از غرورشان محافظت میکند.
اما نرخ برد بهتنهایی فقط نیمی از ماجرا را نشان میدهد. اگر سودهای شما کوچک باشند و زیانها هماندازه یا بزرگتر باشند، درست بودنِ بیشتر همچنان ممکن است نتواند حساب را بهدرستی رشد دهد. به همین دلیل معاملهگران باید دست از پرسیدنِ صرفِ این سؤال بردارند: «چند وقت یکبار برنده میشوم؟» سؤال بهتر این است: «وقتی برنده میشوم چه اتفاقی میافتد، در مقایسه با زمانی که ضرر میکنم؟»
🔵 مثال نسبت ۳:۱
ده معامله را در نظر بگیرید که در هرکدام ۱۰۰ دلار ریسک میکنید. در یک برنامه ریسک به بازده ۳:۱، هر برد ۳۰۰ دلار سود ایجاد میکند و هر باخت ۱۰۰ دلار زیان دارد. اگر فقط در چهار معامله برنده شوید و در شش معامله ببازید، نتیجه همچنان قدرتمند است: چهار برد ۱۲۰۰ دلار سود ایجاد میکنند، شش باخت ۶۰۰ دلار زیان دارند و نتیجه خالص برابر با ۶۰۰+ دلار خواهد بود.
اکنون آن را با برنامه ۱:۱ مقایسه کنید. همچنان ۱۰۰ دلار ریسک میکنید، اما هر برد فقط ۱۰۰ دلار سود دارد. حتی اگر در شش معامله از ده معامله برنده شوید، حاصل محاسبات کمتر است: شش برد ۶۰۰ دلار سود ایجاد میکنند، چهار باخت ۴۰۰ دلار زیان دارند و نتیجه خالص برابر با ۲۰۰+ دلار خواهد بود.
تمام نکته همین است. معاملهگری که نرخ برد پایینتری داشت، سه برابر بیشتر سود کرد؛ زیرا میانگین سود او بسیار بزرگتر از میانگین زیانش بود.
🔵 امید ریاضی، امتیاز واقعی است
امید ریاضی عددی است که نرخ برد را به میانگین سود و میانگین زیان مرتبط میکند. به زبان ساده، این معیار میپرسد اگر یک نوع موقعیت معاملاتی را بارها تکرار کنید، ارزش متوسط هر معامله چقدر خواهد بود.
فرمول ساده آن چنین است: نرخ برد ضربدر میانگین سود، منهای نرخ باخت ضربدر میانگین زیان. در مثال ۳:۱، معاملهگر لازم نیست بیشتر اوقات درست پیشبینی کند، زیرا سودها بهاندازهای بزرگ هستند که معاملات زیانده را پوشش دهند و همچنان سود باقی بگذارند. بسیاری از معاملهگران از این بخش اجتناب میکنند، چون بهاندازه اعلام یک نقطه ورود بینقص هیجانانگیز نیست. اما این موضوع بسیار کاربردیتر است. اگر بازدهی بهاندازه کافی قوی باشد، معاملهگر میتواند معاملات زیانده بیشتری نسبت به معاملات سودده داشته باشد و همچنان از یک سیستم سودآور برخوردار باشد.
🔵 درست بودن میتواند به یک تله تبدیل شود
بیشتر معاملهگران نرخ برد بالا میخواهند، چون باختن حس ناخوشایندی دارد. هیچکس دوست ندارد اشتباه کند. مشکل اینجاست که تلاش برای درست بودنِ بیش از حد میتواند معاملهگران را به سمت عادتهای بد سوق دهد.
آنها خیلی زود سود میگیرند، چون میخواهند یک برد دیگر را قطعی کنند. از تعیین اهداف بزرگتر اجتناب میکنند، چون نمیخواهند قیمت برگردد. معاملات ظاهراً ساده با سودهای کوچک را انتخاب میکنند، چون در آن لحظه امنتر به نظر میرسند. این کار میتواند نرخ بردی مرتب و جذاب، اما منحنی رشد ضعیفی برای حساب ایجاد کند. معاملهگر اغلب برنده میشود، اما بردها کارایی لازم را ندارند.
🔵 معامله باید بهاندازه کافی بازده داشته باشد
لازم نیست هر معاملهای نسبت ۳:۱ داشته باشد. برخی سیستمها متفاوت عمل میکنند و بعضی شرایط بازار چنین فضای حرکتیای فراهم نمیکنند. بااینحال، هر معامله باید در برابر ریسکی که پذیرفته میشود، بازده کافی داشته باشد. معاملهگر پیش از ورود باید ریسک، هدف و ارزشمند بودن بازده نسبت به موقعیت معاملاتی را بداند. اگر هدف بیش از حد نزدیک یا حد ضرر خیلی گسترده باشد، معامله ممکن است فقط با نرخ برد بسیار بالا منطقی شود.
موقعیت معاملاتی خوب با بازده نامناسب، معامله خوبی نیست. ممکن است گاهی برنده شود، اما محاسبات از همان ابتدا علیه آن عمل میکنند.
🔵 جمعبندی نهایی
برنامه ریسک به بازده ۳:۱ با نرخ برد ۴۰ درصد، از برنامه ۱:۱ با نرخ برد ۶۰ درصد بهتر عمل میکند، چون وقتی معامله موفق میشود، حساب بازده بیشتری دریافت میکند. نرخ برد از غرور محافظت میکند؛ امید ریاضی از حساب محافظت میکند.
درست بودن حس خوبی دارد؛ سودآور بودن بهتر است.
آکادمی سواالو
منتخب سردبیر
مشاهده بیشتردستیار هوشمند ارز دیجیتال
ترمینال ترید بایتیکل نرمافزار جامع ترید و سرمایهگذاری در بازار ارز دیجیتال است و امکاناتی مانند دورههای آموزشی ترید و سرمایهگذاری، تریدینگ ویو بدون محدودیت، هوش مصنوعی استراتژی ساز ترید، کلیه دادههای بازارهای مالی شامل دادههای اقتصاد کلان، تحلیل احساسات بازار، تکنیکال و آنچین، اتصال و مدیریت حساب صرافیها و تحلیلهای لحظهای را برای کاربران فراهم میکند.

