بهترين بازگشتها معمولاً با بیاعتمادی آغاز میشوند
SamDrnda

مشخصات معامله
قیمت در زمان انتشار:
۵۹,۵۵۷.۹۹
توضیحات
کارهای اصلی تغییر جهتها اغلب زمانی آغاز میشود که معاملهگران انتظارش را ندارند. در نزدیکی اوجهای مهم بازار، خوشبینی معمولاً قویترین حالت است. در نزدیکی کفهای مهم، ترس عمیقترین حالت را دارد. معاملهگران به طور طبیعی انتظارهای خود را به رفتار قیمتی اخیر پیوند میزنند، که این به معنای آن است که اعتماد به روند فعلی اغلب در نقطهای که شرایط پشتیبانیکننده از آن روند در حال تضعیف است به بالاترین حد میرسد.
این یکی از دلایلی است که بازگشتها در زمان واقعی به این اندازه دشوار به نظر میرسند. در آغاز بازگشت صعودی، حرکت معمولاً تنها یک نوسان موقتی دیگر درون یک روند نزولی گسترده به نظر میرسد. در مراحل اولیه بازگشت نزولی، بازار معمولاً يبدو میکند که یک برداشت معمولی درون یک روند صعودی سالم در حال انجام است. اکثر شرکتکنندگان قیمت را با لنز روند قبلی میبینند زیرا این رفتار بوده که بازار برای هفتهها یا ماهها پاداش داده است.
این شکّاکی نقش مهمی در فرایند بازگشت ایفا میکند. اگر معاملهگران بلافاصله میفهمیدند که روند جدید آغاز شده است، مواضع سریعاً تنظیم میشد و بخش بزرگی از نابرابری لازم برای هدایت حرکت از بین میرفت. به جای آن بازگشتها با حفظ تعهد به جهت قبلی به حرکت ادامه میدهند در حالی که بازار به تدریج زیر آنها تغییر میکند. این حرکت در حالی شکل میگیرد که اکثر معاملهگران به سمت اشتباه نگاه میکنند.
به همین دلیل بازگشتهای بزرگ اغلب از عدمباوری تغذیه میکنند. در بازگشتهای صعودی، معاملهگران به فروش Rallyها ادامه میدهند زیرا ضعف اخیر آنها را عادت داده است تا انتظار قیمتهای پایینتر را داشته باشند. با تثبیت بازار و بهبود ساختاری، موقعیتهای فروش کوتاهمدت به طور فزایندهای آسیبپذیر میشوند. خروجهای نهایی آنها فشار خرید را اضافه میکند و حرکت را به سمت بالا تسریع میکند. همان فرایند در بازگشتهای نزولی رخ میدهد، جایی که معاملهگران به خرید افتها و تعقیب شکستها ادامه میدهند حتی وقتی روند پایه در حال از دست رفتن شدت است.
خود انتقال معمولاً به اندازهای دراماتیک نیست که اکثر معاملهگران انتظار دارند. مومنتوم کمرنگ میشود،Pullbackها عمیقتر میشوند و ادامه حرکت کارآمدی کمتری پیدا میکند. شکستهای قبلاً با سهولت کار میکردند اکنون برای ادامهدهندهها دشوار میشوند. قیمت ممکن است همچنان در جهت روند غالب حرکت کند، اما هر فشار نیازمند تلاش بیشتری است و پیشرفت کمتری حاصل میشود. این تغییرات اغلب خیلی زودتر از شکلگیری شمع بازگردانی بزرگ نمایان میشوند.
از آنجا که بازار به ندرت انتقال را به وضوح اعلام میکند، بسیاری از معاملهگران این سیگنالها را نادیده میگیرند. عناوین خبری همچنان روایت فعلی را پشتیبانی میکنند، احساسات با حرکت قبلی همسو باقی میمانند و اعتماد بالا میماند. با این حال زیر سطح، مشارکت در حال تغییر است. بازار دیگر به شرایط صعودی یا نزولی با همان کارایی قبل واکنش نشان نمیدهد. آنچه از بیرون به نظر میرسد روند سالم است، ممکن است از درون در حال از دست رفتن پشتیبانی باشد.
فاز تهاجمی بازگشت معمولاً دیرتر میرسد. وقتی تعداد کافی از معاملهگران گیر میافتند و ادامه در جهت قبلی دشوار میشود، بازار میتواند به سرعت حرکت کند. توقفها فعال میشوند، اعتماد از دست میرود و شرکتکنندگانی که به روند قدیمی متعهد ماندهاند، ناچار به بازجابجایی میشوند. این همان مرحلهای است که بیشترین توجه را جلب میکند، زیرا حرکت بالاخره کاملاً واضح میشود.
به طور طنزآمیز، اغلب همان نقطهای است که بخش بزرگی از فرصت از دست رفته است. قویترین بازگشتها تمایل دارند در ابتدای کار کماعتبار به نظر برسند و پس از پیشروی گستردهتر، بیشترین اعتبار را پیدا کنند. تا وقتی اکثریت بپذیرد که شرایط تغییر کردهاند، قیمت اغلب از ناحیهای که انتقال نخست آغاز شد دور شده است.
معاملهگران باتجربه میدانند که بازگشتها باید بهعنوان فرایندهایی در نظر گرفته شوند تا بهعنوان رویدادهای منفرد. به جای انتظار برای تأییدهای نمایشی، به تغییرات رفتار توجه کنید. آیا مومنتوم همچنان ادامه معنیدار میدهد؟ آیا pullbackها کنترلشده باقی میمانند؟ آیا بازار به اخبار صعودی یا نزولی با همان شدت پیش از این پاسخ میدهد؟ این تغییرات ظریف اغلب بیشتر از یک شمع بزرگ تنها نمایان میکنند.
با گذشت زمان، روشن میشود که بازگشتهای بزرگ معمولاً زمانی آغاز نمیشوند که احساسات تغییر میکند. احساسات غالباً تغییر میکنند زیرا بازگشت در حال انجام است. بازارها زمانی منتقل میشوند که موضعگیریهای فعلی غیرقابل تحمل میشود، نه زمانی که اكثریت ناگهان نظر خود را تغییر میدهند.
قیمت ابتدا تنظیم میشود.
روایتها بعداً سازگار میشوند.
و تا زمانی که داستان جدید واضح بهنظر برسد، بازار معمولاً مدتهاست که در آن جهت حرکت میکرده است.
این یکی از دلایلی است که بازگشتها در زمان واقعی به این اندازه دشوار به نظر میرسند. در آغاز بازگشت صعودی، حرکت معمولاً تنها یک نوسان موقتی دیگر درون یک روند نزولی گسترده به نظر میرسد. در مراحل اولیه بازگشت نزولی، بازار معمولاً يبدو میکند که یک برداشت معمولی درون یک روند صعودی سالم در حال انجام است. اکثر شرکتکنندگان قیمت را با لنز روند قبلی میبینند زیرا این رفتار بوده که بازار برای هفتهها یا ماهها پاداش داده است.
این شکّاکی نقش مهمی در فرایند بازگشت ایفا میکند. اگر معاملهگران بلافاصله میفهمیدند که روند جدید آغاز شده است، مواضع سریعاً تنظیم میشد و بخش بزرگی از نابرابری لازم برای هدایت حرکت از بین میرفت. به جای آن بازگشتها با حفظ تعهد به جهت قبلی به حرکت ادامه میدهند در حالی که بازار به تدریج زیر آنها تغییر میکند. این حرکت در حالی شکل میگیرد که اکثر معاملهگران به سمت اشتباه نگاه میکنند.
به همین دلیل بازگشتهای بزرگ اغلب از عدمباوری تغذیه میکنند. در بازگشتهای صعودی، معاملهگران به فروش Rallyها ادامه میدهند زیرا ضعف اخیر آنها را عادت داده است تا انتظار قیمتهای پایینتر را داشته باشند. با تثبیت بازار و بهبود ساختاری، موقعیتهای فروش کوتاهمدت به طور فزایندهای آسیبپذیر میشوند. خروجهای نهایی آنها فشار خرید را اضافه میکند و حرکت را به سمت بالا تسریع میکند. همان فرایند در بازگشتهای نزولی رخ میدهد، جایی که معاملهگران به خرید افتها و تعقیب شکستها ادامه میدهند حتی وقتی روند پایه در حال از دست رفتن شدت است.
خود انتقال معمولاً به اندازهای دراماتیک نیست که اکثر معاملهگران انتظار دارند. مومنتوم کمرنگ میشود،Pullbackها عمیقتر میشوند و ادامه حرکت کارآمدی کمتری پیدا میکند. شکستهای قبلاً با سهولت کار میکردند اکنون برای ادامهدهندهها دشوار میشوند. قیمت ممکن است همچنان در جهت روند غالب حرکت کند، اما هر فشار نیازمند تلاش بیشتری است و پیشرفت کمتری حاصل میشود. این تغییرات اغلب خیلی زودتر از شکلگیری شمع بازگردانی بزرگ نمایان میشوند.
از آنجا که بازار به ندرت انتقال را به وضوح اعلام میکند، بسیاری از معاملهگران این سیگنالها را نادیده میگیرند. عناوین خبری همچنان روایت فعلی را پشتیبانی میکنند، احساسات با حرکت قبلی همسو باقی میمانند و اعتماد بالا میماند. با این حال زیر سطح، مشارکت در حال تغییر است. بازار دیگر به شرایط صعودی یا نزولی با همان کارایی قبل واکنش نشان نمیدهد. آنچه از بیرون به نظر میرسد روند سالم است، ممکن است از درون در حال از دست رفتن پشتیبانی باشد.
فاز تهاجمی بازگشت معمولاً دیرتر میرسد. وقتی تعداد کافی از معاملهگران گیر میافتند و ادامه در جهت قبلی دشوار میشود، بازار میتواند به سرعت حرکت کند. توقفها فعال میشوند، اعتماد از دست میرود و شرکتکنندگانی که به روند قدیمی متعهد ماندهاند، ناچار به بازجابجایی میشوند. این همان مرحلهای است که بیشترین توجه را جلب میکند، زیرا حرکت بالاخره کاملاً واضح میشود.
به طور طنزآمیز، اغلب همان نقطهای است که بخش بزرگی از فرصت از دست رفته است. قویترین بازگشتها تمایل دارند در ابتدای کار کماعتبار به نظر برسند و پس از پیشروی گستردهتر، بیشترین اعتبار را پیدا کنند. تا وقتی اکثریت بپذیرد که شرایط تغییر کردهاند، قیمت اغلب از ناحیهای که انتقال نخست آغاز شد دور شده است.
معاملهگران باتجربه میدانند که بازگشتها باید بهعنوان فرایندهایی در نظر گرفته شوند تا بهعنوان رویدادهای منفرد. به جای انتظار برای تأییدهای نمایشی، به تغییرات رفتار توجه کنید. آیا مومنتوم همچنان ادامه معنیدار میدهد؟ آیا pullbackها کنترلشده باقی میمانند؟ آیا بازار به اخبار صعودی یا نزولی با همان شدت پیش از این پاسخ میدهد؟ این تغییرات ظریف اغلب بیشتر از یک شمع بزرگ تنها نمایان میکنند.
با گذشت زمان، روشن میشود که بازگشتهای بزرگ معمولاً زمانی آغاز نمیشوند که احساسات تغییر میکند. احساسات غالباً تغییر میکنند زیرا بازگشت در حال انجام است. بازارها زمانی منتقل میشوند که موضعگیریهای فعلی غیرقابل تحمل میشود، نه زمانی که اكثریت ناگهان نظر خود را تغییر میدهند.
قیمت ابتدا تنظیم میشود.
روایتها بعداً سازگار میشوند.
و تا زمانی که داستان جدید واضح بهنظر برسد، بازار معمولاً مدتهاست که در آن جهت حرکت میکرده است.
منتخب سردبیر
مشاهده بیشتردستیار هوشمند ارز دیجیتال
ترمینال ترید بایتیکل نرمافزار جامع ترید و سرمایهگذاری در بازار ارز دیجیتال است و امکاناتی مانند دورههای آموزشی ترید و سرمایهگذاری، تریدینگ ویو بدون محدودیت، هوش مصنوعی استراتژی ساز ترید، کلیه دادههای بازارهای مالی شامل دادههای اقتصاد کلان، تحلیل احساسات بازار، تکنیکال و آنچین، اتصال و مدیریت حساب صرافیها و تحلیلهای لحظهای را برای کاربران فراهم میکند.

