نمودار صحنه جرم است
BlueNyraFx

مشخصات معامله
قیمت در زمان انتشار:
۶۴,۸۰۹.۰۱
توضیحات
یک نمودار میتواند به شما بگوید چه اتفاق افتاده است.
سوال سختتر این است که بفهمید چرا این اتفاق افتاده است.
اغلب معاملهگران وقتی به نمودار نگاه میکنند، فوراً به دنبال ورود بعدی میگردند. آنها الگوها، شاخصها، سطحهای حمایت و مقاومت، شکستها یا شکلهای شمعی آشنا را جستوجو میکنند. اما رویکرد دیگری برای بازار وجود دارد。
به جای پرسیدن «قیمت در گام بعدی به کجا میرود؟»
پرسش کنید:
«چه چیزهایی در اینجا تاکنون اتفاق افتادهاند؟»
همین تغییر کوچک در دیدگاه میتواند بهطور کامل نحوه خواندن نمودار شما را تغییر دهد.
حرکت بازار از هیچجا پدید نمیآید. قبل از اینکه یک شکست قوی، واژگونی یا رد شدید رخ دهد، معمولاً شواهدی در رفتار قیمت باقی میماند. گاهی اوقات آشکارند. گاهی در درون آنچه که به نظر میرسد یک شمع عادی است پنهاناند。
نمودار پیشگویی نیست。
این شواهد هستند。
شروع با آنچه قیمت واقعاً انجام داده است:
وقتی به نمودار نگاه میکنید، اولین اشتباه تلاش برای توضیح همه چیز بهطور همزمان است。
برای لحظهای شاخصها را فراموش کنید。
به قیمت نگاه کنید。
کجا سرعت گرفت؟
کجا کاهش یافت؟
کجا خریداران نتوانستند ادامه دهند؟
کجا فروشندگان ناگهان ناپدید شدند؟
کجا قیمت پس از شکستن سطح مهمی بازگشت؟
این سوالها اغلب مفیدتر از پرسیدن فوری اینکه آیا شمع بعدی سبز خواهد بود یا قرمز است。
قیمت ردپا به جا میگذارد. کار شما این است که آن ردپا را بفهمید。
شکست همیشه به معنای شکست نیست:
یک سطح قیمتی را در نظر بگیرید که چندین بار آزموده شده است.
در نهایت، قیمت از آن عبور میکند.
یک معاملهگر شکست را میبیند و فوراً وارد میشود، انتظار دنبال کردن حرکت را دارد.
اما سپس کاری جالب اتفاق میافتد。
قیمت نمیتواند بالای آن سطح حفظ شود. دوباره به داخل دامنه قبلی میافتد و معاملهگران دیر وارد شده را گرفتار میکند。
آنچه به نظر قدرت میآمد در واقع تلاشی ناموفق برای ادامه حرکت بود.
به همین دلیل اولین حرکت از طریق یک سطح نباید همیشه به عنوان تأیید در نظر گرفته شود.
گاهی اوقات اطلاعات مهم از آنچه بعد از شکست اتفاق میافتد به دست میآید。
آیا قیمت نگه داشت؟
آیا حجم حرکت از حرکت پشتیبانی کرد؟
آیا خریداران به ادامه مشارکت پرداختند؟
یا بازار به سادگی نقدینگی در دسترس را قبل از برگشت مصرف کرد؟
نقدینگی نشانهها را به جا میگذارد:
نقدینگی یکی از مفیدترین شواهد در نمودار است.
بازارها اغلب به سمت مناطقی حرکت میکنند که احتمال وجود سفارشها در آنها وجود دارد. سقفها و کفهای قبلی، حمایتها و مقاومتهای آشکار و سطوح قیمتی پرمخاطب میتوانند توجه تعداد زیادی از شرکتکنندگان را به خود جلب کنند.
وقتی قیمت به یکی از این مناطق میرسد، اتفاق مهمی میتواند بیفتد。
سفارشها فعال میشوند。
وقفها پر میشوند。
معاملهگران شکست وارد میشوند。
سایر معاملهگران سود میبرند。
و ناگهان تعادل بین خریداران و فروشندگان تغییر میکند。
این است دلیل اینکه حرکت فراتر از یک قله یا کف آشکار سزاوار توجه است. بخش جالب این نیست که سطح شکست خورده است。
بخش جالب این است که بعد از آن چه اتفاق افتاده است。
واکنش اغلب از حرکت ارزشمندتر است:
تصور کنید قیمت از بالای یک قله قبلی عبور میکند و به سرعت به زیر آن برمیگردد。
آن واکنش به شما چیزی میگوید。
بازار توانست بالای آن سطح معامله شود، اما نتوانست پذیرش را در آنجا حفظ کند。
حال آن را با یک شکست مقایسه کنید که قیمت بالای سطح میرود، تثبیت میکند و بالاتر میرود。
هر دو با یک شکست آغاز میشود。
اما اطلاعات فاششده بعدی کاملاً متفاوت است。
در اینجا زمینه اهمیت پیدا میکند。
یک شمع واحد به ندرت تمام داستان را تعریف میکند. حرکت قیمت در اطراف آن به آن شمع معنا میدهد。
Sequencing را بخوانید، نه فقط شمع:
یک شمع صعودی بزرگ میتواند بهطور جداگانه چشمگیر به نظر برسد。
اما قبل از آن چه اتفاق افتاده بود؟
آیا قیمت از قبل به سمت بالا حرکت میکرد؟
آیا شمع بعدی پس از دورهای طولانی از فشردهسازی پدید آمده است؟
آیا آن سطح مهم را شکست؟
آیا قیمت بلافاصله پس از آن برگشت؟
همان شمع میتواند در یک وضعیت ادامه حرکت باشد و در دیگری به عنوان خستگی نشان داده شود.
به همین دلیل معاملهگران با تجربه اغلب زمان بیشتری را صرف بررسی شمعهای اطراف حرکت میکنند تا خود شمع.
بازار از طریق توالیها صحبت میکند.
نه میلههای منفرد.
به دام افتادن را بیابید:
یکی از جالبترین نکاتی نمودار این است که معاملهگران در سمت اشتباه حرکت قرار گرفتهاند.
شکست، خریداران را جذب میکند.
قیمت سپس معکوس میشود.
آن خریداران ناچار تحت فشار قرار میگیرند.
با خروج از مواضعشان، فروش آنها میتواند به حرکت نزولی نیرو بدهد.
همین فرایند میتواند در مقابل وقتی فروشندگان کوتاهمدت گرفتار میشوند نیز اتفاق بیفتد.
دیگر لازم نیست فرض کنید کسی عمداً معاملهگران فردی را شکار میکند.
بازارها فقط به سفارشها، مواضع، نقدینگی و تغییر انتظارات پاسخ میدهند.
گاهی نتیجه مانند دام ظاهر میشود چون بسیاری از شرکتکنندگان در جهت یکسانی قبل از حرکت بازار به سوی آنها وارد شدهاند.
نمودار پر از شواهد است:
خواننده خوب نمودار نباید هر حرکت را پیشبینی کند.
آنها مشاهده میکنند.
آنها مقایسه میکنند.
آنها تأیید را منتظر میمانند.
آنها سؤال میپرسند.
کجا قیمت مقاومت پیدا کرد؟
کجا پذیرش پیدا کرد؟
کدام سطح شکست خورد؟
کجا مومنتوم ناپدید شد؟
چه کسی ممکن است در دام گیر کند؟
کجا نقدینگی مصرف شد؟
این سوالها نمودار را از یک مجموعه شمع به داستانی تبدیل میکند.
و آن داستان اغلب میتواند خیلی بیشتر از یک پیشبینی به شما بگوید.
قیمت را قبل از پیشبینی قیمت بخوانید:
معاملهگری وقتی جالبتر میشود که شما به جای اینکه هر نمودار را مانند پازل دقیقاً با پیشبینی کامل تلقی کنید، از شواهد موجود استنتاج کنید.
دیگر لازم نیست بدانید دقیقاً شمع بعدی چگونه خواهد بود.
به جای آن، یک پرونده از شواهد موجود بسازید.
قیمت از پیش حرکت کرده است.
سفارشها از قبل اجرا شدهاند.
سطوح از قبل آزمایش شدهاند.
شکستها از قبل موفق یا ناموفق بودهاند.
نکتهها روی نمودار نشستهاند.
کار شما این است که به آنها توجه کنید.
نتیجهگیری:
بهترین معاملهگران الزاماً کسانی نیستند که میتوانند هر حرکت بازار را پیشبینی کنند.
آنها اغلب کسانی هستند که میتوانند آنچه بازار به آنها نشان میدهد را تفسیر کنند و نظرشان را با تغییر شواهد تغییر دهند.
نمودار تنها تصویری از قیمت نیست.
این یک ثبت تصمیمگیریها، واکنشها، انتظارات شکست خورده، نقدینگی و تغییر رویکرد است.
بنابراین دفعه بعد که نمودار را باز میکنید، فوراً از این که قیمت به کجا میرود نپرسید.
ابتدا به شواهد نگاه کنید.
نمودار صحنه جرم است. قیمت از قبل سرنخها را به جا گذاشته است.
سوال سختتر این است که بفهمید چرا این اتفاق افتاده است.
اغلب معاملهگران وقتی به نمودار نگاه میکنند، فوراً به دنبال ورود بعدی میگردند. آنها الگوها، شاخصها، سطحهای حمایت و مقاومت، شکستها یا شکلهای شمعی آشنا را جستوجو میکنند. اما رویکرد دیگری برای بازار وجود دارد。
به جای پرسیدن «قیمت در گام بعدی به کجا میرود؟»
پرسش کنید:
«چه چیزهایی در اینجا تاکنون اتفاق افتادهاند؟»
همین تغییر کوچک در دیدگاه میتواند بهطور کامل نحوه خواندن نمودار شما را تغییر دهد.
حرکت بازار از هیچجا پدید نمیآید. قبل از اینکه یک شکست قوی، واژگونی یا رد شدید رخ دهد، معمولاً شواهدی در رفتار قیمت باقی میماند. گاهی اوقات آشکارند. گاهی در درون آنچه که به نظر میرسد یک شمع عادی است پنهاناند。
نمودار پیشگویی نیست。
این شواهد هستند。
شروع با آنچه قیمت واقعاً انجام داده است:
وقتی به نمودار نگاه میکنید، اولین اشتباه تلاش برای توضیح همه چیز بهطور همزمان است。
برای لحظهای شاخصها را فراموش کنید。
به قیمت نگاه کنید。
کجا سرعت گرفت؟
کجا کاهش یافت؟
کجا خریداران نتوانستند ادامه دهند؟
کجا فروشندگان ناگهان ناپدید شدند؟
کجا قیمت پس از شکستن سطح مهمی بازگشت؟
این سوالها اغلب مفیدتر از پرسیدن فوری اینکه آیا شمع بعدی سبز خواهد بود یا قرمز است。
قیمت ردپا به جا میگذارد. کار شما این است که آن ردپا را بفهمید。
شکست همیشه به معنای شکست نیست:
یک سطح قیمتی را در نظر بگیرید که چندین بار آزموده شده است.
در نهایت، قیمت از آن عبور میکند.
یک معاملهگر شکست را میبیند و فوراً وارد میشود، انتظار دنبال کردن حرکت را دارد.
اما سپس کاری جالب اتفاق میافتد。
قیمت نمیتواند بالای آن سطح حفظ شود. دوباره به داخل دامنه قبلی میافتد و معاملهگران دیر وارد شده را گرفتار میکند。
آنچه به نظر قدرت میآمد در واقع تلاشی ناموفق برای ادامه حرکت بود.
به همین دلیل اولین حرکت از طریق یک سطح نباید همیشه به عنوان تأیید در نظر گرفته شود.
گاهی اوقات اطلاعات مهم از آنچه بعد از شکست اتفاق میافتد به دست میآید。
آیا قیمت نگه داشت؟
آیا حجم حرکت از حرکت پشتیبانی کرد؟
آیا خریداران به ادامه مشارکت پرداختند؟
یا بازار به سادگی نقدینگی در دسترس را قبل از برگشت مصرف کرد؟
نقدینگی نشانهها را به جا میگذارد:
نقدینگی یکی از مفیدترین شواهد در نمودار است.
بازارها اغلب به سمت مناطقی حرکت میکنند که احتمال وجود سفارشها در آنها وجود دارد. سقفها و کفهای قبلی، حمایتها و مقاومتهای آشکار و سطوح قیمتی پرمخاطب میتوانند توجه تعداد زیادی از شرکتکنندگان را به خود جلب کنند.
وقتی قیمت به یکی از این مناطق میرسد، اتفاق مهمی میتواند بیفتد。
سفارشها فعال میشوند。
وقفها پر میشوند。
معاملهگران شکست وارد میشوند。
سایر معاملهگران سود میبرند。
و ناگهان تعادل بین خریداران و فروشندگان تغییر میکند。
این است دلیل اینکه حرکت فراتر از یک قله یا کف آشکار سزاوار توجه است. بخش جالب این نیست که سطح شکست خورده است。
بخش جالب این است که بعد از آن چه اتفاق افتاده است。
واکنش اغلب از حرکت ارزشمندتر است:
تصور کنید قیمت از بالای یک قله قبلی عبور میکند و به سرعت به زیر آن برمیگردد。
آن واکنش به شما چیزی میگوید。
بازار توانست بالای آن سطح معامله شود، اما نتوانست پذیرش را در آنجا حفظ کند。
حال آن را با یک شکست مقایسه کنید که قیمت بالای سطح میرود، تثبیت میکند و بالاتر میرود。
هر دو با یک شکست آغاز میشود。
اما اطلاعات فاششده بعدی کاملاً متفاوت است。
در اینجا زمینه اهمیت پیدا میکند。
یک شمع واحد به ندرت تمام داستان را تعریف میکند. حرکت قیمت در اطراف آن به آن شمع معنا میدهد。
Sequencing را بخوانید، نه فقط شمع:
یک شمع صعودی بزرگ میتواند بهطور جداگانه چشمگیر به نظر برسد。
اما قبل از آن چه اتفاق افتاده بود؟
آیا قیمت از قبل به سمت بالا حرکت میکرد؟
آیا شمع بعدی پس از دورهای طولانی از فشردهسازی پدید آمده است؟
آیا آن سطح مهم را شکست؟
آیا قیمت بلافاصله پس از آن برگشت؟
همان شمع میتواند در یک وضعیت ادامه حرکت باشد و در دیگری به عنوان خستگی نشان داده شود.
به همین دلیل معاملهگران با تجربه اغلب زمان بیشتری را صرف بررسی شمعهای اطراف حرکت میکنند تا خود شمع.
بازار از طریق توالیها صحبت میکند.
نه میلههای منفرد.
به دام افتادن را بیابید:
یکی از جالبترین نکاتی نمودار این است که معاملهگران در سمت اشتباه حرکت قرار گرفتهاند.
شکست، خریداران را جذب میکند.
قیمت سپس معکوس میشود.
آن خریداران ناچار تحت فشار قرار میگیرند.
با خروج از مواضعشان، فروش آنها میتواند به حرکت نزولی نیرو بدهد.
همین فرایند میتواند در مقابل وقتی فروشندگان کوتاهمدت گرفتار میشوند نیز اتفاق بیفتد.
دیگر لازم نیست فرض کنید کسی عمداً معاملهگران فردی را شکار میکند.
بازارها فقط به سفارشها، مواضع، نقدینگی و تغییر انتظارات پاسخ میدهند.
گاهی نتیجه مانند دام ظاهر میشود چون بسیاری از شرکتکنندگان در جهت یکسانی قبل از حرکت بازار به سوی آنها وارد شدهاند.
نمودار پر از شواهد است:
خواننده خوب نمودار نباید هر حرکت را پیشبینی کند.
آنها مشاهده میکنند.
آنها مقایسه میکنند.
آنها تأیید را منتظر میمانند.
آنها سؤال میپرسند.
کجا قیمت مقاومت پیدا کرد؟
کجا پذیرش پیدا کرد؟
کدام سطح شکست خورد؟
کجا مومنتوم ناپدید شد؟
چه کسی ممکن است در دام گیر کند؟
کجا نقدینگی مصرف شد؟
این سوالها نمودار را از یک مجموعه شمع به داستانی تبدیل میکند.
و آن داستان اغلب میتواند خیلی بیشتر از یک پیشبینی به شما بگوید.
قیمت را قبل از پیشبینی قیمت بخوانید:
معاملهگری وقتی جالبتر میشود که شما به جای اینکه هر نمودار را مانند پازل دقیقاً با پیشبینی کامل تلقی کنید، از شواهد موجود استنتاج کنید.
دیگر لازم نیست بدانید دقیقاً شمع بعدی چگونه خواهد بود.
به جای آن، یک پرونده از شواهد موجود بسازید.
قیمت از پیش حرکت کرده است.
سفارشها از قبل اجرا شدهاند.
سطوح از قبل آزمایش شدهاند.
شکستها از قبل موفق یا ناموفق بودهاند.
نکتهها روی نمودار نشستهاند.
کار شما این است که به آنها توجه کنید.
نتیجهگیری:
بهترین معاملهگران الزاماً کسانی نیستند که میتوانند هر حرکت بازار را پیشبینی کنند.
آنها اغلب کسانی هستند که میتوانند آنچه بازار به آنها نشان میدهد را تفسیر کنند و نظرشان را با تغییر شواهد تغییر دهند.
نمودار تنها تصویری از قیمت نیست.
این یک ثبت تصمیمگیریها، واکنشها، انتظارات شکست خورده، نقدینگی و تغییر رویکرد است.
بنابراین دفعه بعد که نمودار را باز میکنید، فوراً از این که قیمت به کجا میرود نپرسید.
ابتدا به شواهد نگاه کنید.
نمودار صحنه جرم است. قیمت از قبل سرنخها را به جا گذاشته است.
منتخب سردبیر
مشاهده بیشتردستیار هوشمند ارز دیجیتال
ترمینال ترید بایتیکل نرمافزار جامع ترید و سرمایهگذاری در بازار ارز دیجیتال است و امکاناتی مانند دورههای آموزشی ترید و سرمایهگذاری، تریدینگ ویو بدون محدودیت، هوش مصنوعی استراتژی ساز ترید، کلیه دادههای بازارهای مالی شامل دادههای اقتصاد کلان، تحلیل احساسات بازار، تکنیکال و آنچین، اتصال و مدیریت حساب صرافیها و تحلیلهای لحظهای را برای کاربران فراهم میکند.

